داستان عاشقانه داستان کوتاه کوتاه کوتاه داستان کوتاه داستانک داستان بسیار زیبا داستان آموزنده داستان جالب داسان کوتاه جدید داستان کوتاه خواندنی داستانک زیبا
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.
وقتی به موضوع "خدا " رسیدند. آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.
مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟
آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این
همه مریض می شدند؟
بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟
اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد.
نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود
ندارند.
آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم.
من همین الان موهای تو را کوتاه کردم.
مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها
وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش بلند و اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
آرایشگر جواب داد: نه ، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.
مشتری تائید کرد: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد ! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.
مدیریت منابع انسانی معطوف به سیاستها، اقدامات و سیستمهایی است که رفتار، طرز فکر و عملکرد کارکنان را تحت تأثیر قرار میدهند (نو و دیگران 2000، 4).
مدیریت منابع انسانی عبارتست از رویکردی استراتژیک به جذب، توسعه، مدیریت، ایجاد انگیزش و دستیابی به تعهد منابع کلیدی سازمان؛ یعنی افرادی که در آن یا برای آن کار میکنند (آرمسترانگ 1993، 33-34).
مدیریت منابع انسانی فرایندی شامل چهار وظیفه جذب، توسعه، ایجاد انگیزش و نگهداشت منابع انسانی است (دی سنزو و رابینز 1988، 4).
مدیریت منابع انسانی یعنی مدیریت کارکنان سازمان (اسکارپلو و لدوینکا 1988، 4).
مقصود از مدیریت منابع انسانی سیاستها و اقدامات مورد نیاز برای اجرای بخشی از وظیفه مدیریت است که با جنبههایی از فعالیت کارکنان بستگی دارد، به ویژه برای کارمندیابی، آموزش دادن به کارکنان، ارزیابی عملکرد، دادن پاداش و ایجاد محیطی سالم و منصفانه برای کارکنان سازمان. برای مثال این سیاستها و اقدامات دربرگیرنده موارد زیر میشود:
مدیریت منابع انسانی و مدیریت کارکنان
برای دهها سال، اجرای وظایف انتخاب، آموزش و جبران خدمت کارکنان وظایف اصلی حوزهای به نام مدیریت کارکنان بود. این وظایف بدون توجه به اینکه چگونه به یکدیگر مرتبط هستند انجام میشدند. اما اکنون حوزهای به نام مدیریت منابع انسانی مطرح شده است. مدیریت منابع انسانی آنطور که در حال حاضر درک میشود، به جای رد یا حذف، تعمیمی از نیازمندهای سنتی اداره اثربخش کارکنان است. در این حوزه درک مناسبی از رفتار بشری و مهارت استفاده از این درک و بینش نیاز است. همچنین داشتن دانش و درک از وظایف مختلف کارکنان و آگاهی از شرایط محیطی ضروری است (شرمان، بوهلندر و چرودن 1988، 4).
مدیریت منابع انسانی در دهه 1980 ظهور کرد و توسط طرفداران آن به عنوان فصل جدیدی در مدیریت نیروی انسانی تکامل یافت. اکنون این توافق وجود دارد که مدیریت منابع انسانی جایگزین مدیریت کارکنان نمیشود بلکه به فرایندهای مدیریت کارکنان از منظر متفاوتی مینگرد. همچنین فلسفههای اصلی آن تا حد قابل ملاحظهای متفاوت از مفاهیم سنتی مدیریت کارکنان است. با این همه برخی از رویکردهای خاص مدیریت کارکنان و روابط کارکنان میتوانند تحت عنوان رویکردهای مدیریت منابع انسانی توصیف شوند زیرا در راستای فلسفه اساسی مدیریت منابع انسانی هستند (آرمسترانگ 1993، 33).
مدیریت منابع انسانی رویکردی جامع به مدیریت استراتژیک منابع کلیدی سازمان یعنی منابع انسانی است. مدیریت منابع انسانی نه تنها رویکردی از روی سودآوری به مدیریت کارکنان است بلکه رویکردی ویژه به روابط کارکنان با تأکید بر تعهد و دو طرفه بودن ارتباط دارد
دو رویکرد کلی در مدیریت منابع انسانی وجود دارد: رویکرد سخت و رویکرد نرم.
رویکرد سخت:
به کارکنان مانند دیگر منابع نگاه میشود که باید معادله ورودی- خروجی برقرار شود و به صورت کارآمد اداره شوند.
رویکرد نرم:
بیشتر به این حقیقت توجه میکند که نمیتوان با کارکنان مانند دیگر منابع رفتار کرد زیرا برخلاف دیگر منابع، منابع انسانی فکر کرده و عکسالعمل نشان میدهند. در این رویکرد بر استراتژیهایی برای دستیابی به تعهد از طریق آگاه ساختن کارکنان از مأموریت، ارزشها، برنامههای سازمان و شرایط محیطی، مشارکت کارکنان در تصمیمگیری در مورد چگونگی انجام امور و گروهبندی کارکنان در تیمهای کاری بدون نظارت رسمی تأکید بیشتری میشود.
در واقع رویکرد سخت بر فرایند مدیریت امور کارکنان تمرکز میکند در حالی که رویکرد نرم بر طرز تلقی کارکنان و چگونگی رفتار با آنان تأکید میکند. رویکرد سخت سیستمها، رویهها و دستورالعملها و چگونگی انجام فرایندها را مورد بررسی قرار میدهد. رویکرد نرم عوامل انسانی و رفتاری را در نظر میگیرد.
اهداف مدیریت منابع انسانی
البته مدلهای متفاوت دیگری نیز برای دستهبندی وجود دارد (جزنی 1378، 29-36) اما همه آنها تقریباً همین اجزاء را شامل میشوند.
عوامل مؤثر بر مدیریت منابع انسانی
عوامل بیرونی
ویژگی فعالیتهای مدیریت منابع انسانی
مدیریت منابع انسانی شامل انجام فعالیتهایی است که دارای مبانی، مفاهیم، فرایندها و ابزارهای متفاوتی هستند تا حدی که در سازمانهای بزرگ برای برخی از آنها واحدهای مستقلی تشکیل میدهند. با وجود تفاوت ماهیتی بین این فعالیتها، بیشتر آنها دارای ارتباط از جهت عملیات و اطلاعات هستند. نوزده فعالیت مشخص از مدیریت منابع انسانی عبارتند از:مدیریت منابع انسانی در قالب یک سیستم
هیچ یک از منابع مطالعه شده در این زمینه، مجموعه فعالیتهای مدیریت منابع انسانی را در قالب سیستمی از فرایندهای مرتبط و به هم پیوسته ترسیم و تشریح نکردهاند. یکی از دلایل این واقعیت این است که فعالیتهای مدیریت منابع انسانی به قدری متفاوت، متنوع و دارای مبانی مختلف هستند که تجمع تمام آنها در قالب یک سیستم امکانناپذیر است.
همانند تقسیمبندی رویکردهای سخت و نرم به مدیریت منابع انسانی، فعالیتهای آن را هم میتوان در دو دسته سخت و نرم گنجاند. به عنوان مثال مبحث انگیزش کارکنان یک فعالیت کاملاً نرم است در حالی که فعالیت حقوق و دستمزد یک فعالیت کاملاً سخت است. البته این دستهبندی فرضی است چرا که میزان سختی یا نرمی دارای طیفی خواهد بود. به هر حال، علیرغم نبود چنین تصویر سیستماتیک از فعالیتهای سخت مدیریت منابع انسانی، میتوان سیستمی برای آن طراحی کرد که شامل فعالیتهای رویهپذیر باشد.
سیستم اطلاعات منابع انسانی تعاریف مختلفی از سیستم اطلاعات منابع انسانی وجود دارد. در بیون(1997) تعاریف زیر آمده است:
شرمان، بوهلندر و اسنل (1998، 8) سیستم اطلاعات منابع انسانی را سیستمی تعریف میکنند که اطلاعات جاری و دقیق برای مقاصد کنترل و تصمیمگیری فراهم کند. به گفته آنها طبق یک پیمایشی که اخیراً انجام شده است بیشتر فناوری اطلاعات استفاده شده، برای نگهداری اطلاعات کارکنان، نظارت بر عملیات حقوق و دستمزد، نگاهداری اطلاعات مربوط به غیبتها و مرخصیها و انجام امور اداری و استخدام و برنامههای آموزشی بوده است.
اسکارپلو و لدوینکا (1988، 714) سیستم اطلاعات منابع انسانی را بخشی از سیستم اطلاعاتی سازمان میدانند که اطلاعات لازم را برای تصمیمگیری در امور منابع انسانی ارائه میدهد.
تفاوت در سطح استفاده از سیستم اطلاعات منابع انسانی در تعاریف فوق، اشاره به این مطلب دارد که میتوان سیستم اطلاعات منابع انسانی را در قالب یکی از سیستمهای اطلاعاتی مانند سیستم پردازش عملیات ، سیستم اطلاعات مدیریت ، سیستم پشتیبان تصمیمگیری یا دیگر انواع سیستمهای اطلاعات سازمانی طراحی کرد.
تحقّق توسعه در کشورها، مستلزم برنامهریزی وسیعی است که تمامی منابع را به کارگرفته و با مدیریت صحیح و استفاده بهینه از آنها حداکثر ارزش افزوده را در سطح ملّی ایجاد کند.
بنگاههای اقتصادی از پایههای اصلی برنامههای توسعه به شما میروند و رشد و توسعه آنها در تعامل با برنامههای ملّی رشد و توسعه ملّی را به دنبال دارد. نقش زیر ساختهای اجتماعی را دراین تعامل نباید فراموش کرد. انجمنها به عنوان نهادهای مدنی منعکس کننده دیدگاهها و چالشهای بنگاهها اعّم از بنگاههای تولیدی، خدماتی، مهندسی و پژوهشی هستند و با حضور خود در مراجع تصمیمگیری ملّی میتوانند نقش مهمّی را در فرایند توسعه ایفا کنند.
بسیاری از این انجمنها در تدوین و اجرای برنامههای توسعه در کشور خود دارای نفوذ فراوان هستند و به عبارتی دیگر دولتها و دولتمردان، با بهرهگیری از پتانسیلها و توانمندیهای موجود در انجمنها و نهادهای مدنی، برغنا و استحکام برنامههای خود میافزایند و در نتیجه به اقتدار بیشتری در اجرای برنامهها دست مییابند که به نوعی ضمانت اجرائی قدرتمندی در برنامهریزی و اجرای موفقیّتآمیز طرحها و برنامهها به شمار میرود.
در کشورمان هرچند که روند تشکیل انجمنها و اتحادیّهها به شکل گیری نهادهای قوام یافته با سطح تأثیر فراوان نینجامیده است امّا شاهد تأسیس انجمنهای تخصصّی، حرفهای و علمی متعددی به ویژه در سالهای اخیر بودهایم. این انجمنها با چالشهای فراوانی مواجه هستند که از آن میان به موانع قانونی که از مراحل نخستین ثبت و آغاز به کار با آن درگیر میشوند تا برخی موانع فرهنگی که ریشه در مشکلات کار گروهی و تیمی در کشورمان دارد میتوان اشاره کرد. به نظر میرسد که در ساختار اقتصادی کشورمان که دولت نقش بسیار قوی دارد، واگذاری برخی وظایف دولتی به انجمنها توسط دولت میتواند بر اعتبار و حیثیّت اجتماعی انجمنها بیفزاید و موقعیّت آنها را در جامعه تثبیت کند و به این ترتیب این نهادهای مدنی تقویت شده و نقش واقعی خود را در فرایند توسعه بازمییابند.
در ایران ما با توجه به انبوه نیروی انسانی متخصص بیش از پیش نیاز به یک تشکّل مدنی برای هدایت و هدفمندکردن دانش مدیریت منابع انسانی وجود دارد. بنابراین در سال جاری برخی از دلسوزان و متخصصان این دانش گردهم آمدند تا در کنار سایر متخصصان سنگ بنای اولیّن انجمن مدیریت منابع انسانی را پی افکنند. اگرچه این نهان نوپا نیاز به ممارست و تجربهاندوزی بیشتر دارد ولی با جسارتی که به خرج داده شده، مطمئناً آینده به نفع این مجموعه رقم خواهد خورد.
انجمن مدیریت منابع انسانی ایران دست تمامی مدیران منابع انسانی سازمانها و بنگاهها، اساتید دانشگاه ها، متخصصّین و کارشناسان حوزه منابع انسانی را به گرمی میفشارد و همکاری وسیع آنها را طلب میکند تا بتواند با همافزائی و حرکت تیمی به اهداف خود دست یابد و برنامههای توسعه منابع انسانی را در سطح بنگاهها و در سطح ملّی محقّق سازد. استقبال قابل توجه افراد حقیقی و حقوقی برای عضویت، آینده روشن و درخشانی را برای انجام مدیریت منابع انسانی ایران ترسیم کرده است.
زماني كه برادرش لودويگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فكر كردند كه نوبل معروف (مخترع ديناميت) مرده است. آلفرد وقتي صبح روزنامه ها را ميخواند با ديدن تيتر صفحه اول، ميخكوب شد: «آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آورترين سلاح بشري مرد!»
آلفرد، خيلي ناراحت شد. با خود فكر كرد: «آيا خوب است كه من را پس از مرگ اين گونه بشناسند؟»
سريع وصيت نامهاش را آورد. جملههاي بسياري را خط زد و اصلاح كرد. پيشنهاد كرد ثروتش صرف جايزهاي براي صلح و پيشرفتهاي صلح آميز شود. امروزه نوبل را نه به نام ديناميت، بلكه به نام مبدع جايزه صلح نوبل، جايزههاي فيزيك و شيمي نوبل و ... ميشناسيم. او امروز، هويت ديگري دارد.
يك تصميم، براي تغيير يك سرنوشت كافي است!
| متن فارسي |
با كسي كه در كارها تجربه دارد مشورت كن زيرا او نظرش را كه گران به دست آورده به تو مي دهد در حالي كه تو آن را رايگان دريافت مي كني. |
|---|
| متن فارسي |
از پافشاري در امري كه براي تو مبهم است بپرهيز. |
|---|---|
| متن انگليسي |
The first thing in management is infomation. |
|
سياستمدار: كسي است كه مي تواند به شما بگويد به جهنم برويد منتها به نحوي كه شما براي اين سفر لحظه شماري كنيد. مشاور: كسي است كه ساعت شما را از دستتان باز مي كند و بعد به شما مي گويد ساعت چند است. حسابدار: كسي است كه قيمت هر چيز را مي داند ولي ارزش هيچ چيز را نمي داند. بانكدار: كسي است هنگامي كه هوا آفتابي است چترش را به شما قرض مي دهد و درست تا باران شروع مي شود آن را مي خواهد. اقتصاددان: كسي است كه فردا خواهد فهميد چرا چيزهايي كه ديروز پيش بيني كرده بود امروز اتفاق نيفتاد. روزنامه نگار: كسي است كه %50 از وقتش به نگفتن چيزهايي كه مي داند مي گذرد و %50 بقيه وقتش به صحبت كردن در مورد چيزهايي كه نمي داند. رياضيدان: مرد كوري است كه در يك اتاق تاريك بدنبال گربه سياهيه مي گردد كه آنجا نيست. هنرمند مدرن: كسي است كه رنگ را بر روي بوم مي پاشد و با پارچه اي آن را بهم مي زند و سپس پارچه را مي فروشد. فيلسوف: كسي است كه براي عده اي كه خوابند حرف مي زند. روانشناس: كسي است كه از شما پول مي گيرد تا سوالاتي را بپرسد كه همسرتان مجاني از شما مي پرسد. جامعه شناس: كسي است كه وقتي ماشين خوشگلي از خيابان رد مي شود و همه مردم به آن نگاه مي كنند، او به مردم نگاه مي كند. برنامه نويس: كسي است كه مشكلي كه از وجودش بي خبر بوديد را به روشي كه نمي فهميد حل مي كند. |
آموزش كاركنان:
در حال حاضر آموزش كاركنان در سازمانهاي مختلف از جايگاه خاصي برخوردار است زيرا در چند دهه اخير بيش از هر دوران ديگر در طول تاريخ بشري، علوم و تكنولوژي پيشرفت نموده است اين تحول و دگرگوني بهحدي است كه عصر حاضر را عصر نيمعمر اطلاعات ناميدهاند. يعني دوراني كه در هر 5 سال، نيمي از اطلاعات بشري منسوخ گرديده و اطلاعات و دانش جديد جايگزين آن ميگردد.حدود نيمي از مشاغلي كه امروز در بسياري از كشورها ميبينيم در پنجاه سال پيش وجود نداشته است. تغيير چندباره فعاليت حرفهاي در طول عمركاري، براي مردم روزبهروز عاديتر ميشود. اين احتمال كه فرد جواني مهارتي را بياموزد و آن را تا حدود سي سال كار خود بدون تغيير بنيادي ادامه دهد ديگر بسيار ضعيف، يا به كلي محال است. در جامعهاي كه به سرعت در حال دگرگوني است آموزش كاركنان نه تنها مطلوب است بلكه فعاليتي است كه هر سازماني بايد براي آن منابعي را در نظر بگيرد تا همواره منابع انساني كارآمد و مطلعي در اختيار داشته باشد.
بررسيها نشان داده است كه آموزش كاركنان منجر به حفظ تداوم و بقاي سازمان میشود. برای مثال يك بررسي سه ساله در سنگاپور نشان داده است كه 17 درصد شركتهاي تجاري و صنعتي اين كشور ورشكست شدهاند در حالي كه اين نسبت در مورد شركتهايي كه برنامه آموزش كاركنان را انجام دادهاند كمتر از یک درصد بوده است. از پژوهشهايي كه به عمل آمده است چنين به دست ميآيد كه عمر سودمند دانش مهندسي فارغالتحصیلان دانشكده مهندسي، از آغاز به كار برابر شانزده ماه است. پس از اين زمان آنان بايد به آموزشهاي تكميلي و ضمن خدمت روي آورند. در برخي از بنگاههاي پژوهشي ارزش معتبر براي گواهينامههاي علمي دانشگاهي تنها سه تا پنج سال است. هرگاه دارندگان اين گواهينامهها پس از سه تا پنج سال آموزش خود را دنبال نكنند از ارزش علمي آموزشهاي پيشين آنان كاسته خواهد شد.آموزش همواره بهعنوان وسيلهاي مطمئن در جهت بهبود كيفيت عملكرد و حل مشكلات مديريت مد نظر قرار ميگيرد و فقدان آن نيز يكي از مسائل اساسي و حاد هر سازمان است. بدين جهت بهمنظور تجهيز نيروي انساني سازمان و بهسازي و بهرهگيري هر چه مؤثرتر از اين نيرو، بيشك آموزش يكي از مهمترين و مؤثرترين تدابير و عوامل براي بهبود امور سازمان بهشمار ميرود. لازم به ذكر است كه آموزش يك وظيفه اساسي در سازمانها و يك فرآيند مداوم و هميشگي است و موقت و تمام شدني نميباشد. كاركنان در هر سطحي از سطوح سازمان، اعم از مشاغل ساده يا مشاغل پيچيده - مدير يا زيردست- محتاج آموزش و يادگيري و كسب دانش و مهارتهاي جديد هستند و بايد همواره براي بهتر انجام دادن كار خود از هر نوع كه باشد، روشها و اطلاعات جديدي كسب نمايند. مضافاً اينكه هر وقت شغل كاركنان تغيير پيدا كند، لازم است اطلاعات و مهارتهاي جديدي را براي انجام وظايف شغل مربوطه فرا بگيرد.برنامههاي آموزش كاركنان در يك سازمان ميتواند نياز به نيروي انساني متخصص در آينده را نيز رفع كند و تضميني براي حل مشكلات كاركنان باشد. بنابراين چنانچه كاركنان يك سازمان خوب آموزش ببينند بهتر ميتوانند در ارتقای سطح كارايي سازمان سهيم باشند و سرپرستان و مديران به نظارت زياد در مورد زيردستان خود نياز نخواهند داشت و در عين حال ميتوانند آنها را براي احراز مشاغل بالاتر و پرمسئوليت آماده سازند، زيرا كاركنان در پرتو آموزش صحيح است كه ميتوانند وظايف خود را به نحو مطلوب انجام دهند.
دلايل نياز به آموزش كاركنان :
با توجه به آنچه ذكر شد، ميتوان عواملي را كه آموزش كاركنان را ضروري ساخته است، به قرار ذيل دستهبندي كرد:
1- شتاب فزاينده علوم بشري در تمام زمينهها
2- پيشرفت روز افزون تكنولوژي
3- پيچيدگي سازمان به دليل ماشيني شدن
4- تغيير شغل يا جابجایي شغلي
5- روابط انساني و مشكلات انساني
6- ارتقا و ترفيع كاركنان
7- اصلاح عملكرد شغلي
8- كاركنان استخدام شدهی جديد
9- كاهش حوادث كاري
10- نيازهاي تخصصي و حرفهاي نيروي انساني
اهداف آموزش در سازمانها :
مهمترين مواردي كه بهعنوان مقاصد نسبتاً مشترك سازمانها و نظامهاي مختلف در خصوص آموزش قابل ذكر است به شرح زير ميباشد:
1- هماهنگ و همسو نمودن كاركنان با سازمان:
اين امر از يك سو براي تحقق اهداف سازمان و دستيابي به سياستها و خطمشيهاي تعيينشده براي مؤسسه داراي اهميت است و از سوي ديگر پيشرفت شغلي و حرفهاي فرد در سازمان در گرو آگاهي وي از انتظارات مقامات مافوق و نحوه انجام تكاليف و مسئوليتهاي شغلي است.
2- افزايش رضايت شغلي و بهبود روحيه كاركنان:
مسئله برانگيختن كاركنان براي انجام وظايف شغلي يكي از مهمترين دلمشغوليهاي مديران سازمانها ميباشد. براي آنكه روحيه كاركنان تقويت شود و رضايت آنان از حرفهشان افزايش يابد، نظريات گوناگوني ارائه شده است. از جمله اين نظريات، نظريه هرم سلسله مراتبي نيازهاي مازلو است. از نقطهنظر وي، برطرفكردن نيازهاي سطوح بالا نقش بسيار مهمي در انگيزش و فزوني رضايت شغلي افراد در جهت انجام وظايف شغلي دارد.
3-كاهش حوادث و ضايعات كاري:
در بسياري از مؤسسات، حوادث كاري عمدتاً بهواسطه عدم آگاهي و مهارت كافي كاركنان رخ ميدهد. اين بيان خصوصاً در مورد كساني كه با ابزارها و تجهيزات حساس و توام با خطر در كارخانجات سروكار دارند، مصداق بيشتري دارد. علاوه بر حوادث مختلف كه بهواسطه فقدان مهارت و دانش افراد بهوجود ميآيد، ضايعات كاري و افزايش هزينههاي سازمان نيز از جمله نتايج نقصان دانش و توانش نيروي انساني در سازمانها ميباشد. بنابراين با توجه به مسائل مطرح شده و همچنين عواقب آنها نظير تنبيه، توبيخ، اخراج و… (كه عمدتاً بهواسطه عدم آگاهي افراد از سياستها، انتظارات و توقعات سازمان و نيز عدم آشنایي با انجام بهينه وظايف و تكاليف شغلي است)، ضرورت دارد آموزش بهطور جدي مورد توجه سازمانها قرار گيرد.
4- بههنگام سازي دانش و توانش نيروي انساني در سازمان:
شالوده افزايش بهرهوري در سازمانها مستلزم تاكيد بر نيروي انساني از نظر كيفي و ممانعت از نابههنگام شدن افراد در حرفهشان ميباشد. بنا به تعريف، نابههنگامي در حرفه عبارت است از تقليل كارآيي در انجام كار در طول زمان و فقدان دانش يا مهارت نوين. اين مسئله باعث ميشود كه فرد به دلايل مختلف از لحاظ حرفهاي فرسوده شود و قادر به انجام وظايف و تكاليف سازماني نباشد. اگر چه تمامي عوامل ايجادكنندهی نابههنگامي در حرفه را نميتوان از طريق آموزش برطرف ساخت، اما بدون شك آموزش كاركنان از طريق بهسازي و نوسازي دانش و توانايي افراد، نقش مهمي در بههنگامسازي آنان دارد.
5-كمك به تغيير و تحولات سازماني:
تغيير و تحولاتي كه در محيط سازمان بهوقوع ميپيوندد، عمدتاً مستلزم آمادهسازي پرسنل و نيروي انساني است. نكته اساسي در ارتباط با تغييرات سازماني، مقاومت كاركنان در مقابل آن است. كاركنان سازمانها ممكن است به دلايل مختلفي نظير دلمشغولي اطلاعاتي، نگراني درباره موفقيت، مقام و وضعيت مالي خود در وضعيت جديد، نگراني درباره ناتواني در انجام وظايف، و دلايل متعدد ديگر در مقابل تغييرات مقاومت كنند. به همین خاطر، غير از تدابير ديگر نظير مشاركت كاركنان در برنامهريزي تغيير و …، آموزش و توجيه پرسنل نيز نقش بسيار مهمي را در موفقيت تغييرات ايفا مينمايد. بنابراين از جملهی مهمترين وظايف آموزش در سازمانها، كمك به تغييرات سازماني است.
6- انطباق با شرايط، اوضاع و احوال اجتماعي:
تمامي سازمانهاي معاصر در محيطي فعاليت ميكنند كه از لحاظ فرهنگي داراي ارزشها و ايدئولوژي ويژهاي هستند. موفقيت بسياري از آنها در گرو شناخت اين ارزش ها و انطباق بهينه با آن است. بنابراين شناخت محيط اجتماعي سازمانها و درك عميق آن براي تمامي كاركنان سازمانها، خصوصاً مديران و تصميمگيرندگان سطوح عالي سازمان از اهميت فوقالعادهاي برخوردار است.
7- تقويت روحيه همدلي و همكاري در بين كاركنان سازمان:
در حقيقت توفيق سازمان در دستيابي به اهداف تعيين شده تا حد زيادي تابع فضاي اعتماد و تفاهم متقابل در محيط كار، افزايش ميزان همكاري كاركنان با يكديگر، افزايش ميزان همكاري كاركنان با سرپرستان و مديران، و مهمتر از همه ايجاد هماهنگي در نحوه انجام امور سازمان در واحدهاي مختلف ميباشد. به نظر ميرسد يكي از راههاي ايجاد هماهنگي و همدلي، استفاده از انواع آموزشهاي مرتبط ميباشد كه از يك سو زمينه تماس متقابل كاركنان با يكديگر در محيط آموزشي را فراهم ميسازد و از سوي ديگر و از طريق افزايش دانش و اطلاعات شغلي، برداشتها و علايق حرفهاي تقريباً يكساني را در آنها ايجاد مي كند .
اولريش درمورد موفقيت سازماني واحد منابع انساني چهار شيوه را ارائه كرده است:
1- با مديران ارشد و صفي به منظور انتقال برنامهريزيهاي انجام شده به حوزه عمل همكاري كنند.
2- به منظور ايجاد كارايي براي كاهش هزينه و حفظ كيفيت، واحد منابع انساني بايد تخصصي شود و براين اساس كار سازماندهي انجام گيرد.
3- به مدافعي براي كاركنان تبديل شود درحالي كه درجهت افزايش مشاركت هاي كاركنان، بهويژه تعهــد و توانايي آنها براي ايجاد نتايج فعاليت ميكند.
4- مديران منابع انساني بايستي نقش عامل تغيير را در تغيير و اصلاح فرايندها و بهبود ظرفيت سازماني ايفا كنند.
بيشتر واحدهاي منابع انساني پيشرفته و توانمند ممكن است فقط بر كارمنديابي، اداره برنامه هاي توسعه وآموزش و طراحي خلاقيتها درجهت افزايش تنوع بازار نظارت كنند، اما اين مسئلهاي نيست كه موردنياز مديران حرفه اي منابع انساني باشد. آنان بايد در جهت بازنگري و شكل دهي مجدد واحد منابع انساني همكاريهايي را با مديران عملياتي ترتيب داده، به پيامدهاي آن متعهد شوند. مديران صفي به سهامداران براي ايجاد ارزش اقتصادي به مشتريان درجهت ارائه خدمات يا توليد باارزش و به كاركنان درقبال طراحي محل كاري ارزشمند پاسخگو هستند. ضروري است مديران منابع انساني نيز بخشي از اين توافقها باشند..
چالشهاي سازمانها در فرايند جهاني شدن :
در دهه هاي اخير، در جهان تحولاتي رخ داده و درحال تداوم و تكميل است. اين دگرگونيها، محيط فعاليتهاي صنعتي را تغيير داده، سازمانها را براي بقا و رشد با چالشهاي جديد روبهرو كرده است. که عبارتند از:
1- چالش هاي ناشي از تغيير پارادايم: در فيزيك نيوتني، علم با قطعيت همراه بوده، قابل كمي كردن است. علت، در پديده هاي علمي معلوم و روشن است. تفكر، خطي و آينده، قابل كنترل است. با ظهور علم كوانتوم، پيش بيني با اطمينان كامل ممكن نيست. آشوب، جزيي از وضعيت محيط است. علوم جديد روش و شكل فهميدن، طراحي، هدايت و مديريت سازمانها را تغيير دادهاند. در پارادايم جديد، جهان غيرخطي است، پيچيدگي پويا وجود دارد و آشوب نوعي نظم تلقي مي شود. بنابراين سازمانها را بر آن وا مي دارد تا در فرايند پژوهش عملياتي توليد و خدمات به سمت برنامه ريزي پويا و غيرخطي روي آورند.
2- چالشهاي ناشي از گسترش بازار: امروزه اكثرتوليدكنندگان بزرگ، كالاهاي خود را در سراسر جهان مي فروشند. برخي از آنان در خارج از كشور خود، درآمد بيشتري دارند. جهاني شدن نيروهاي اقتصادي و اجتماعي،ارزشهاوفرصتهاراهمگراميسازد.
3- چالشهاي تغيير فناوري : جهت گيري توسعه فناوري به سوي هوش مصنوعي، سيستم هاي خبره، روباتها، ارتباطهاي دوربرد، فرا انتقال دهنده ها، فناوري زيستي و فناوري اطلاعاتي است. اين جهتگيري چالشهايي را براي سازمانها ايجاد كرده است؛ ازجمله: تغيير ماهيت كار مديريتي، حذف كنترل و بازرسي، كاهش وابستگي سازماني كاركنان و تطبيق و سازگاري كاركنان با تغييرات فناوري. (حسني،1386)
4- فشارهاي محيطي و اكولوژيكي : آلودگي محيطي زياد شده و زندگي انسانها را به خطر انداخته است. درحال حاضر فشار بر سازمانها براي رعايت مسائل زيست محيطي درحال افزايش است و نهضت هاي مردمي و اجتماعي براي حفاظت از محيط زيست تشكيل شده است.
5- چالشهاي عصر دانش: در حال حاضر در عصر دانش به سر مي بريم، اقتصاد جديد عبارتست از دادوستد دانش. دانش موجب فراهم شدن سرمايه شده، پايه هاي قدرت فردي و سازماني را تشكيل مي دهد. اطلاعات موجود، هر سه يا چهار سال دو برابر مي شود. قدرت تفكر به عنوان باارزشترين دارايي سازمانها تلقي مي شود. سازمانها به طور فزاينده به دانش، نوآوري، مهارتهاي مديريتي، فناوري اطلاعات درباره مشتريان و تامين كنندگان وابسته مي شوند. اين دانش تعيين كننده وضعيت رقابتي در بازار است.(دعايي،1384)
6) چالشهاي تغيير محيط كار: در دوران معاصر، چهار نيروي عمده در تغيير محيط كار موثر بوده است كه، عبارتند از:
1- فناوري اطلاعات و سازمانهاي اطلاعاتي 2- ساختار و اندازه سازمان
3- جنبش مديريت كيفيت جامع 4 - تنوع و تحرك پذيري نيروي كار
در آينده، سازمانها به لحاظ فرهنگي، سني، جنسي و توانايي با تنوع زياد نيروي كار روبهرو هستند. چالش آينده سازمانها آن است كه چگونه از اين تفاوتها به عنوان دارايي استفاده كنند.
شكوفايي نيروي كار:
بسياري از سازمانها، نيروي كار بيكار ساير سازمانها را به طور موقت به كار مي گيرند. اين امر انعطاف پذيري اين سازمانها را افزايش مي دهد و از دانش انباشته كاركنان نيز استفاده مي كنند. اين وضعيت همانند شرايطي است كه در آن، يك بازيكن فوتبال كه در تيم خود ذخيره بوده و از استعدادهاي وي استفاده نمي شود، به گونة همكاري و جابهجايي براي مدت زمان مشخصي راهي تيم ديگري مي شود تا در آنجا بتواند خود را نشان دهد.
تغيير انتظارهاي مشتريان: درحال حاضر، تنوع و كيفيت كالاها و خدمات موردنياز مشتريان افزايش يافته است و مشتريان براساس اين شرايط بهتـرين انتخاب را ميخواهند.
1- هزينه 2-كيفيت 3- زمـــان
4- خدمات جنبي 5- نوآوري 6- امكان سفارش
تغيير انتظارهاي كاركنان: كاركنان به دنبال مهارتهاي نو، نقشهاي جديدتر و انتظارهاي شغلي جديد هستند و سازمانها بايد به آن بينديشند. اين مهارتهاي جديد شامل مهارتهاي تشخيص مسئله، حل مسئله و ايجاد ارتباط بين تشخيص دهندگان و حل كنندگان است.
نقشهاي جديدتر:
پيتر دراكر مي گويد: «تركيب نيروي كار در آينده از نيروي كار فيزيكي به نيروي كار دانشي تغيير مي يابد. نيروي كار در تمام سطوح به مهارت و دانش بالا نياز دارد. اين نيروي كار به تدريج به عنوان حياتي ترين سرمايه انسانها مطرح مي شود».
انتظارهاي جديدتر:
نيروي كار به دنبال چالشي بودن و حل مسايل جديد و مشكل است و مي خواهد آزادتر باشد تا كشف و نوآوري كند و خلاق باشد. آنان به انعطافپذيري، پاسخگويي و مسئوليتپذيري نياز دارند. آنان مي خواهند با مديراني كار كنند كه آنها را توانمندتر سازد، به آنها توجه كنند و آنها را به اوج برسانند. سازمانها بايد ساختاري ايجاد كنند و در آن كارگران دانشي بتوانند دانش خود را به كار برند. امكان گفتگو ميان كارگران و تماس آنها با كارگران ديگر را فراهم سازند. اين تعامل بين كاركنان دانشي به بهبود ايده ها و رشد بيشتر نيروها منجر مي شود .
چالش هاي منابع انساني در عرصه جهاني شدن:
دگرگوني در حرفه ها:
در سالهاي گذشته، تحول و انتقالي از حرفه هاي توليدي به حرفه هاي خدماتي صورت گرفته است. عمده دليل اين تحول ظهور پديده هايي، مانند: اينترنت، رايانه و نيز سيستم هاي اطلاعاتي بوده است. اين دگرگوني با توجه به بالاتر رفتن سطح خودكار سازي كارخانهها و كارگاه ها، باعث ايجاد چالشي در زمينه مديريت منابع انساني شده است. اين امر باعث شده است كه در اقتصاد آمريكا بيش از 80 درصد حرفهها را حرفههاي خدماتي تشكيل دهند و سهم حرفه هاي توليدي به 12 درصد تا 15 درصد كاهش پيدا كند.
1- رقابت بازار:
مشكل ديگر، افزايش روز افزون رقابت جهاني است. اين رقابت باعث افزايش فشار بر روي شركتهاي بزرگ براي افزايش كيفيت و كاهش قيمت و در نتيجه ضرورت استفاده از نيروهاي ماهر تر شده است. اين در حالي است كه با افزايش نياز به نيروهاي با سطح مهارت بالا در كشورهاي پيشرفته، نياز نيروهاي با سطح مهارت پايين و مونتاژ كار در كشورهاي جهان سوم نيز افزايش يافته است.
2-كمبود نيروي كار ماهر:
در سالهاي اخير صنايعي كه نيازمند نيروهاي با تحصيلات و مهارت بالاتر هستند در حال رشد روزافزون شده اند و به نظر مي رسد نياز به افراد با سطح دانش و آگاهي بالاتر به شدت در حال افزايش است. رشد نيروي پاره وقت: در گذشته نيروهاي پاره وقت بيشتر براي انجام فعاليت هاي موقتي و براي عبور از حالتهاي بحراني نظير رشد ناگهاني توليد و غيره بهكار گرفته مي شد، اما امروزه نيروهاي پاره وقت (نظير: كارگران موقتي، پيمانكاران مستقل، كاركنان قرضي و نيمه وقت) سهمي معادل 20 درصد كاركنان را تشكيل ميدهند. اين امر از يك سو به آن دليل است كه نيروهاي حرفهاي و با سطح دانش بالا ترجيح ميدهند با همكاري پاره وقت با چند سازمان بصورت همزمان، در آمد بيشتري كسب كنند و از طرف ديگر سازمانها نيز تلاش مي كنند به جاي پرداخت هزينه هاي سنگين بهكارگيري دائم نيروهاي متخصص، از آنها بهصورت ساعتي و تنها در مواقع نياز استفاده كنند تا بهره وري خود را افزايش داده و هزينههاي خود را كاهش دهند.
3- تفاوتهاي نژادي:
با رشد مهاجرت به شهرها و كشورهاي مختلف، تنوع افراد با قوميت ها، مذاهب و فرهنگ هاي مختلف افزايش يافته و وظيفه مديريت منابع انساني است كه از اين تفاوت ها به گونهاي احسن استفاده شده، مانع از بروز اختلاف در سازمان شود.
4-تفاوتهاي سني:
با توجه به بالاتر رفتن سطح زندگي، اميد به زندگي در جوامع بالاتر رفته و اين امر باعث شده است تا افراد مدت زمان بيشتري را به كار پرداخته، ديرتر بازنشسته شوند. از اين رو امروزه مي توان تنوع سني زيادي در سازمانها مشاهده كرد (از سنين حدود 20 سال تا حدود 65 سال). اين تفاوتهاي سني باعث ايجاد محيطي ناهمگون و با رفتارها و هنجارهاي متفاوتي در سازمان مي شوند.
5-توازن بين كار و خانواده:
يكي ديگر از مشكلات هميشگي مديران منابع انساني و نيز نيروهاي كاري ايجاد توازن مناسب بين كار و خانواده است كه اين توازن در بين گروه هاي مختلف اجتماعي و با توجه به شرايطي كه در آن به سر مي برند، متفاوت است.
6- سازمان:
در جهان امروزي سازمانها براي اينكه بتوانند قابليتهاي رقابتي خود را حفظ كنند مدام در حال سازماندهي مجدد سازمان خود هستند. اين سازماندهي ها در قالب اقداماتي نظير:
1) حذف لايه هاي مديريتي 2) استراتژي كاهش
3)ادغام شدن با سازمانهاي ديگر 4) برون سپاري فعاليت ها
اين فعاليتها براي آن انجام مي شود تا سازمان تا حد امكان مسطح شده و در نتيجه با كاهش رده هاي مديريتي و افزايش بهره وري هزينه هاي كاري كاهش پيدا كند. اين تغييرات كه بعضا باعث كاهش يا افزايش تعداد و تنوع نيروي انساني ميشود، باعث بروز مشكلاتي براي مديريت منابع انساني خواهدشد.
نتيجه گيري :
با توجه به دنياي متلاطم امروزي كه آن را عصر تغيير نام نهاده اند، سازمانها در معرض چالشهاي متعددي هستند كه يكي از مهمترين آنها، چالش منابع انساني است. به طور كلي اين چالشها ناشي از تغيير در چهار بعد اساسي تكنولوژي، ساختار،استراتژي ها و فرهنگ سازماني است.كه هر يك از اين تغييرات چالشهاي نويني در حوزه مديريت منابع انساني ايجاد مي كند.
1- چالشهاي ناشي از تغييرات تكنولوژي: جهاني شدن باعث تغييرات فزاينده تكنولوژيكي در سازمان شده و اين امر نيز باعث ايجاد چالشهاي جديدي مانند بهكارگيري كامپيوتر و روباتها به جاي عوامل انساني و به تبع آن باعث بيكاري برخي نيروي كار مي شود.همچنين با بهكارگيري سيستم هاي مكانيزه كنترل و وجود بانكهاي اطلاعاتي متعدد،دامنه بهكارگيري توانمندي ها و حجم فعاليتهاي فرد بالا رفته و پديدههايي مانند كاردرخانه ظهور پيدا مي كند.
2- چالشهاي ناشي از تغيير استراتژيها: با ورود سازمانها به عرصه جهاني نقش مديريت منابع انساني از ايفاي امور اداري صرف به نقش ارزش آفريني و سياستگذاري تغيير خواهد كرد، چراكه در بازار رقابت امروزي توجه به نيروي انساني با كيفيت و دانش محور امري ضروري در ايجاد تنوع خدمات و بهبود كيفيت مي شود.با ورود صنايع به عرصه جهاني، سازمانها در صدد جذب نيروهاي خبره بوده، بر جذب نيروهاي خلاق و نوآور و استفاده هرچه بهتر ازآنها متمركز خواهند شد.
3- چالشهاي ناشي از تغيير فرهنگ سازماني: مديريت منابع انساني در آينده با نيروهاي چند مليتي از دورترين نقاط دنيا روبهرو خواهد شد كه داراي انتظارها و فرهنگهاي متنوعي خواهند بود و در اين ميان سازماني موفق خواهد شد كه بتواند آلياژي محكم از چندين عنصر انساني تهيه كند. همچنين به دليل مجازي شدن فرايندها و انجام امور از فواصل دور،مديريت منابع انساني با چالش پايين بودن تعهد سازماني روبهرو خواهد بود كه بايستي اهرمهاي مناسبي را براي حفظ و نگهداري آنها بهكار گيرند.
4- چالشهاي ناشي از تغيير ساختار: پديده كوچكسازي همگام با پيشرفت جهاني شدن باعث در هم ريختن ساختارهاي سازماني عريض و طويل شده و به سمت ساختارهاي تخت روي خواهد آورد و در اين ميان برخي از مديران رده هاي مياني شغل خود را از دست خواهند داد. بروز اين پديده باعث گسترش فعاليتهاي پروژه اي و كارگروه هاي موقت شده و ساختار پروژه اي و مبتني بر توليد و خدمات ازرايج ترين ساختارخواهدبود.
پيشنهاد مي شود مديران منابع انساني در عرصه جهاني شدن صنعت و كسب و كار به موارد زير توجه كنند:
- شناسايي واقعيتهاي بيروني كسب و كار و مطابقت دادن فعاليتهاي منابع انساني با نيازهاي واقعي موجود،
- تغيير نقش اداري موجود و حركت به سمت حرفهاي شدن مديريت منابع انساني،
- افزايش سهم مشتري از راه پيوند دادن منافع مشتريان با منافع كاركنان،
- كمك به مديران صف براي پيشبرد استراتژي از راه ارتقاي قابليتها و شايستگيهاي منابع انساني،
- تشريح و طراحي طرح ارزش آفريني كاركنان و حصول اطمينان از برخورداري كاركنان از تواناييهاي لازم براي انجامكارهاي خود
- بهكارگيري كاركنان حرفه اي و دانشمدار به صورت پاره وقت و تماموقت،
- استفاده از مديريت عملكرد و ايفاي نقش مربي در جهت هدايت كاركنان براي رسيدن به هدفهاي تعيين شده،
- مديريت فرايندها و فعاليتهاي اطلاعاتي، به روشي كه ارزش بيفزايد،
- داشتن فرايند روشن برنامهريزي استراتژيك براي همسوسازي سرمايه گذاريهاي منابع انساني با هدفهاي كسب و كار،
- همسو سازي سازمان خود با استراتژي كسب و كار،
- داشتن كاركناني كه نقش هايي روشن و مناسب ايفا ميكنند،
- ايجاد توانايي در كاركنان، براي نمايان ساختن شايستگي هاي منابع انساني،
- سرمايه گذاري روي متوليان منابع انساني، از آموزش و توسعة تجربهها،
- توسعه مهارتهاي كامپيوتري و استفاده بهينه از امكانات شبكه.
1- نهادينه سازي فرهنگ سازماني مبتني بر ارزشهاي اسلامي و كرامت انساني و ارج نهادن به سرمايههاي انساني و اجتماعي.
2- عدالت محوري در جذب، تداوم خدمت و ارتقاي منابع انساني.
3- بهبود معيارها و روزآمدي روشهاي گزينش منابع انساني به منظور جذب نيروي انساني توانمند، متعهد و شايسته و پرهيز از تنگ نظريها و نگرشهاي سليقهاي و غيرحرفهاي.
4- دانشگرايي و شايسته سالاري مبتني بر اخلاق اسلامي در نصب و ارتقاي مديران.
5- ايجاد زمينه رشد معنوي منابع انساني و بهسازي و ارتقاي سطح دانش، تخصص و مهارتهاي آنان.
6- رعايت عدالت در نظام پرداخت و جبران خدمات با تأكيد بر عملكرد، توانمندي، جايگاه و ويژگيهاي شغل و شاغل و تأمين حداقل معيشت با توجه به شرايط اقتصادي و اجتماعي.
7- زمينه سازي جذب و نگهداري نيروهاي متخصص در استانهاي كمتر توسعه يافته و مناطق محروم.
8- حفظ كرامت و عزت و تأمين معيشت بازنشستگان و مستمري بگيران و بهره گيري از نظرات و تجارب مفيد آنها.
9- توجه به استحكام خانواده و ايجاد تعادل بين كار و زندگي افراد در نظام اداري.
10- چابك سازي، متناسب سازي و منطقي ساختن تشكيلات نظام اداري در جهت تحقق اهداف چشم انداز.
11- انعطاف پذيري و عدم تمركز اداري و سازماني با رويكرد افزايش اثربخشي، سرعت و كيفيت خدمات كشوري.
12- توجه به اثربخشي و كارآيي در فرآيندها و روشهاي اداري به منظور تسريع و تسهيل در ارائه خدمات كشوري.
13- عدالت محوري، شفافيت و روزآمدي در تنظيم و تنقيح قوانين و مقررات اداري.
14- كل نگري، همسوسازي، هماهنگي و تعامل اثربخش دستگاههاي اداري به منظور تحقق اهداف فرابخشي و چشم انداز.
15- توسعه نظام اداري الكترونيك و فراهم آوردن الزامات آن به منظور ارائه مطلوب خدمات عمومي.
16- دانش بنيان كردن نظام اداري از طريق بكارگيري اصول مديريت دانش و يكپارچه سازي اطلاعات، با ابتناء بر ارزشهاي اسلامي.
17- خدمات رساني برتر، نوين و كيفي به منظور ارتقاي سطح رضايتمندي و اعتماد مردم.
18- شفاف سازي و آگاهي بخشي نسبت به حقوق و تكاليف متقابل مردم و نظام اداري با تأكيد بر دسترسي آسان و ضابطهمند مردم به اطلاعات صحيح.
19- زمينه سازي براي جذب و استفاده از ظرفيت هاي مردمي در نظام اداري.
20- قانونگرايي، اشاعه فرهنگ مسئوليت پذيري اداري و اجتماعي، پاسخگويي و تكريم ارباب رجوع و شهروندان و اجتناب از برخورد سليقهاي و فردي در كليه فعاليتها.
21- نهادينه سازي وجدان كاري، انضباط اجتماعي، فرهنگ خود كنترلي، امانت داري، صرفه جويي، ساده زيستي و حفظ بيت المال.
22- تنظيم روابط و مناسبات اداري بر اساس امنيت رواني، اجتماعي، اقتصادي، بهداشتي، فرهنگي و نيز رفاه نسبي آحاد جامعه
23- حفظ حقوق مردم و جبران خسارتهاي وارده بر اشخاص حقيقي و حقوقي در اثر قصور يا تقصير در تصميمات و اقدامات خلاف قانون و مقررات در نظام اداري.
24- ارتقاي سلامت نظام اداري و رشد ارزشهاي اخلاقي در آن از طريق اصلاح فرآيندهاي قانوني و اداري، بهره گيري از امكانات فرهنگي و بكارگيري نظام موثر پيشگيري و برخورد با تخلفات.
25- كارآمد سازي و هماهنگي ساختارها و شيوه هاي نظارت و كنترل در نظام اداري و يكپارچه سازي اطلاعات.
26- حمايت از روحيه نوآوري و ابتكار و اشاعه فرهنگ و بهبود مستمر به منظور پويايي نظام اداري.
| نامه ای به خدا |
| یک روز کارمند پستی که به نامههایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی میکرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامهای به خدا ! با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود: خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی میگذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
|
انواع حقوق کار:
پیدایش حقوق کار را شاید بتوان از زمانی دانست که کار تابع به طور رسمی ایجاد شد . زمانی که مالکیت بر ابزار تولید در دست گروه های کمی از افراد انسانی قرار گرفت و آنها برای افزایش حدود این مالکیت دیگر انسانها را برای این منظور بکار گرفتند . به اعتباری میشود نطفه های اولیه این حقوق را پس از کمون های اولیه جستجو کر ام آنچه بیشتر مورد بحث است به دوران پس از فئودالیسم توجه دارد . آغاز تکوین و آفرینش حقوق کار با آغاز دوران سرمایه داری شناخته میشود این زمانی است که هرکونه مالکیت بر وسایل وابزار تولید از نیروی کار جدا شده و نیروی کار به ازای دریافت مزد تابع مالک ابزار تولید میشود .
حقوق کار شناخته شده در جهان 6 نمونه را در برمیگیرد که بوجود آمدن آنها بنا به دلایل رشد مناسبات تولیدی وگوناگونی آن مناسبات در کشور های مختلف و تاثیر پذیری شان ازانقلابات سیاسی و انقلاب صنعتی و مبارزات کارگری بوده است .در انگلستان پیدایش حقوق کار با مبارزات کارگران از سال 1349میلادی به بعد آغاز می شود که دارای ویژگی دیگری هم هست این ویژگی در درک کارگران از ضرورت همبستگی و ایجاد سازمان های اتحادیه ای برای کسب مطالبات صنفی است به طوریکه در بررسی سیر پیدایش حقوق کار همواره شاهد مراحل مختلف شکل گیری یازمان های کارگری هستیم . پنج دوره مهم در تاریخ جنبش کارگری در انگلستان نشان میدهد که چگونه پیدایش حقوق کار و اتحادیه های کارگری با هم و در کنار هم به پیش رفته است .
دوره اول مربوط میشود به آغاز مقررات کار از سال 1349 تا1562 میلادی
دوره دوم وضع مقررات کار و جلوگیری از تشکیل جمعیت های کارگری از سال 1562تا 1799میلادی
دوره سوم دوره تثبیت آزادانه دستمزد از راه مذاکرات و در عین حال جلوگیری جدی از تشکیل اتحادیه هااز سال 1799تا1824میلادی .شدت جلوگیری و سرکوب مبارزات گارگران در این دوره به حدی بود که دولت انگلیس در ژانویه 1813هیجده تن ازکارگران را در یورک اعدام کرد .
دوره چهارم دوره تثبیت شرایط کار ودستمزد از راه مذاکره دسته جمعی با کارفرمایان و وجود بعضی اتحادیه های غیر قانونی کارگری از سال 1825تا1871میلادی
در عین حال انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 تاثیرات بسیاری برتقویت روحیه کارگران انگیس برای تحقق تشکیل اتحادیه های کارگری بر جا گذاشت اگر چه این تاثیرات درخود فرانسه بیسار کمتر از حد انتظار بود و پی آمد آن به تثبیت حقوق کار کارفرمایی و دربهترین حالت عقد قراردادهای انفرادی انجامید .
نخستین قانون کار در سال 1802توسط پارلمان انگلستان در باره محدود کردن ساعات کار کودکان وضع شد که به موجب آن ساعت کار کودکانی که درسن هفت ستلگی از طریق موسسات واسطه گر و دلال کاریابی به کارخانجات اجاره داده میشدند به 12ساعت در روز محدودشد. درسال1833 قانون دیگری از پارلمان گذشت که ساعت کار کودکان راتا سن 13 سالگی به هشت ساعت در روز و از از 13 سالگی تا 18 سالگی به 12ساعت در روز محدود کرد و در آلمان نخستین قانون کار در سال 1839در ایالت پروس و در فرانسه در مارس1841 اولین قانون کار (درباره کار کودکان )به تصویب رسید در ایران اولین قانون کار درسال 1328 سمشی به تصویب رسید .
آنچه در درهمه مراحل تکوین حقوق کار وبه دنبال آن تصویب قوانین کار دیده میشود تاثیر مبارزات سازمان یافته و تحت رهبری سندیکا ها واتحادیه های کارگری در همه کشور های سرمایه داری است که درفصل بررسی تاریخچه حقوق کار به آن خواهیم پرداخت .
پیش از پرداختن به انواع حقوق کار یادآوری این موضوع ضروری استنمونه های مختلف حقوق کار در طول تاریخ یکی پس از دیگری به وجود آمده اند ولی بهمعنی آن نیست که جانشین یکدیگر شدهاند و نمونههای قبلی از بین رفته اند به عنوان مثال آنگاه که قراردادهای دسته جمعی در انگلستان برقرار شد (به عنوان بخشی از حقوق کار دسته جمعی) در فرانسه حقوق کار کارفرمایی برقرار بود و دربسیاریاز کشور های مستعمره اصلا حقوق کار وجود نداشت.
انواع حقوق کار عبارتند از :
1- حقوق کار کارفرمایی یا آزادی مطلق حقوق کار
2- حقوق کار دولتی یا مداخله دولت در حقوق کار
3- حقوق کار دسته جمعی یا خود مختاری در حقوق کار
4- حقوق کار خدافرمایی
5- حقوق کار خلق فرمایی یاسوسیالیستی
6- حقوق کار مشارکتی یا مشترک
(1. حقوق کار کارفرمایی: اولین نمونه حقوق کار است که کارگر و کارفرکا را در بستن قرارداد آزاد می گذارد اما به دلیل آنکه کارگر، طرف ضعیف رابطه است و نمی تواند نیروی کار خود را ذخیره کند و ناچار از فروش آن برای رفع نیاز های خود است و کارفرما طرف قوی مذاکره است واز نظر اقتصادی نیرومند ودارای امکانات است تمام شرایط را به کارگر تحمیل میکندو به همین اعتبار حقوق کار کارفرمایی آزادی مطلق را برای کارفرما ایجاد می کند .حقوق کار کارفرمایی (آزادی مطلق) منحصر به روابط انفرادی بین کارگر و کارفرما است و بر سه اصل تکیه دارد :
اصل آزادی مالکیت اشیا( واز جمله مالکیت ابزار تولید) به عنوان حق مطلق کارفرمایان .
اصل آزادی اقتصادی شامل تجارت و آزادی کار
اصل آزادی در عقد قرارداد که قرارداد کار راهم شامل می شود به این معنی که قرارداد اجاره خدمات یا اجاره اشخاص اگر آزادانه بسته شود برای طرفین معتبر و لازم الاجرا است .
همهی این اصول امکاناتیرا دراختیار کارفرما قرار میدهد تا به این وسیله شرایط خود را به کارگر تحمیل کند . آیین نامه های داخلی را خود تصویب کند و برای اجرای بی کموکاست آن از کارتعهدات لازم را بگیرد . اصل آزادی فردی (لیبرالسیم) و آزادی اقتصادی مبتنی براین اصل برابر حقوقی کارگران و کارفرمایان را به شعار بی محتوایی تبدیل کرده است .
منابع حقوق کارفرمایی : منابع حقوقی یعنی اینکه حقوق کار کارفرمایی و یا هر حقوق کارِ دیگری از چه موازین ومقرراتی تبعیت می کند. در حقوق کار کارفرمایی منبع اصلیِحقوقِ کار قرارداد کار است که به دو صورت بسته می شود
الف: تنظیم قرارداد کار تابع اصول کلی حقوق مدنی است مثلا از باب اجاره و اجاره خدمات استفاده می شود نمونه تاریخی آن درقرارداد های کار قبل از تصویب قانون کار در ایران وجود دارد که در آن کارگر به عنوان اجیر به اجاره کارفرما در می آمد .
ب: تنظیم قرارداد بر اساس آیین نامه داخلی کار گاه که بسته به اقتدار کارفرما شرایط کار در آن تعریف می شود .هرچه کارگر ضعیف تر و محتاج تر باشد و عرصه و تقاضا به سود کارفرما باشد قرارداد اسارت بارتر است.
این نوع حقوق کار درکشور هاییکه سازمانهای کارگری مستقل(سندیکاها و اتحادیه ها) وجود ندارد و دولت ها از نظارت های لازم یعنی بازرسی کار و دادرسی کار سر باز می زنند ، رواج دارد .
(2ـ حقوق کار دولتی: آغاز پیدایش این نوع حقوق کار مقارن است با جنبش کارگران صنعتی در اواخر قرن هیجدهم واوایل قرن 19 و مهمترین عواملی که درایجاد این نوع حقوق کار ،تاثیر گذاشت شیوه تولید سرمایه داری در شکل کارخانه هاییی با تولیدات دستی و در عین حال تمرکز یافته بود (یعنی اینکه کارگران حه درمزارع و چه در کارخانه ها به صورت جمعی کار می کردند) که این نوع شیوه تولید تا سه دهه مانده به پایان قرن هیجدهم ادامه داشت و باپیدایش ماشین و ماشینی شدن تولید و تمرکز بیشتر کارگران صنعتی این روند شدت پیدا کرد . تجمع دستگاه ها درکارخانه ها و قرارگرفتن کارگران درزیر یک سقف سبب نزدیکی و همبستگی کارگران و اعتراضات هم آهنگشان شد و درواقع انقلاب صنعتی و اختراع ماشین شرایط مادی را تغییر دادو از طرف دیگر شرایط کار مشقت بار و سخت کارگران را درپی داشت . کارگران از لحاظ پایین بودن دستمزد ،بالا بودن ساعات کار روزانه ،نبود بهداشت و ایمنی در محیط کار، نداشتن امنیت شغلی و سایر مشکلات ناشی از بی بندو باری سرمایه داری فزونی طلب موجب بروز واکنش های اعتراض آمیز و دسته جمعی کارگران و تجلی قهر آمیز این اعتراضات شد . در بدو امر دولت ها به حمایت از سرمایه داران به سرکوب کارگران پرداختند نمونه این سرکوب ها در ژانویه 1813و اعدام 18کارگرانگلیسی در یورک است.و چون این سرکوب ها نتوانست اعتراضات را پایان بخشد سرانجام دولت ها درمقابل گسترش روز افزون جنبش های کارگری و تحت تاثیر افکار عمومی به جای سرکوب و در کنار آن مقرراتی را درزمینه شرایط کار وضع کردند و این آغاز پیدایی حقوق کار دولتی است که همزمان با روی کار آمدن دولت لیبرال ها در سال 1906 درانگلستان در باره شرایط کار بزرگسالان در پارلمان انگلیس قوانینی وضع شد و ددولت ها بتدریج یک رشته قوانین ومقررات را برای حمایت از کارگران وضع کردند که مطابق با این مقررات آزادی طرفین قرارداد کارمحدود گردید و حد اقل هایی برای شرایط کار به رسمیت شناخته شد . ویژگی این مقررات آن بود که کارگر وکارفرما حتی در صورت توافق وتراضی حق تخطی از این قوانین را نداشتند مگر در جهت منافع بیشتر کارگران .این دستاورد بزرگی برای کارگران به حساب آمد و مورد استقبال عمومی قرارگرفت و هنوز هم به اعتبار این ویژگی قوانین ومقررات در روابط کار وضع میشود.
حقوق کاردولتی با سه ویژگی ظاهر و نمایان شد
الف: ظهور قانونگذاری در روابط کار :به این معنی که قوانینی در باره مدت کار ، تامین کار ،کار کودکان و زنان به تصویب رسید
ب: ظهور بازرسی کار: به این معنی که ابتدا اداره کار و بعد ها وزارت کار برای نظارت بر حسن اجرای کار، بازرسی کارگاه به وجود آمد .
ج: ظهور داد رسی کار : به این معنی که مراجع خاصی برای رسیدگی به اختلافات ناشی از کار تاسیس شد و این مراجع دراغلب کشورها به طور سه جانبه با عضویت نمایندگان کارگران، کارفرمایان و دولت ها تشکیل شد .
منابع حقوق کار دولتی : این منابع قانونی هستند و شامل اشارات و اصولی در قانون اساسی کشورها، قوانین عادی کار، تصویب نامه ها و آیین نامه ها ی مربوط به قانون کار و تصمیمات قضایی موردی در زمینه مسایل و روبط کار هستند . لازم است که نکاتی در باره هریک توضیح داده شود.
قانون اساسی : در بیشتر کشورهای جهان اشارات و اصولی در باره حقوق کاراز قبیل حق داشتن کار و اشتغال، حق بهره مندی از حاصل کار، حق تشکیل سندیکا وسازمان های صنفی، حق اعتصاب و نظایر این ها که به «حقوق اساسی کار »معروف است وجود دارد. این اشارات و اصول دارای اعتبار است و قوانین عادی کار باید براساس این اشارات و اصول تصویب شود ونباید مغایر با این اصول و اشارات باشد. هر دارنده حق می تواند در دادرسی و مراجع مربوطه از جمله مراجعِ قضایی و محاکمات، به این اشارات و اصول استناد کند واین استناد کاملا برحق و معتبر است.
قوانین عادی کار: در بعضی از کشورها مانند انگلستان قوانین عادی، به صورت یک جا و در بعضی دیگر مانند فرانسه به تدریج و پراکنده به تصویب مراجع قانونگذاری رسیده است .اما ارتباط مواد قانونی تصویب شده از نظر مراجع قضایی معتبر است . قانون کار مانند همه قوانین عادی نباید با قانون اساسی مغایرت داشته باشد برای این منظور در بعضی از کشورهامانند امریکا ، آلمان، فرانسه رکن و نهادی پیش بینی شده است که وظیفه آن رسیدگی به اعتراضات در باره مغایرت قوانین عادی با قانون اساسی واخذ تصمیم در باره مغایرت یا عدم مغایرت آن ها است. در ایران این وظیفه را به عهده شورای نگهبان قانون اساسی گذارده اند که مغایرت مصوبات مجلس ازجمله حقوق کار را با قانون اساسی تشخیص داده و اعلام کند . در جریان تصویب قانون کار جمهوری اسلامی ایران از آنجا که تشخیص مغایرت مواد مصوب در مجلس به صورتی جانبدارانه از سوی شورای نگهبان دنبال می شد در نتیجه رکنی فراتر از شورای نگهبان به نام «مجمع تشخیص مصلحت نظام »ایجاد شد که در نهایت به تصویب قانون کار در سال 1369 رای داد .
تصویبنامهها و آییننامهها: تصویبنامهها و آییننامهها از سوی هیات دولت یا وزیر ویا شوراهای ذیصلاح با حفظ مراحل و چهارچوب های مشخص و معینی بوجود میآیند. بطور کلی در قانون کار مواردی وجود دارد که چگونگی اجرای آن مواد قانونی را در قالب مصوبه ها و آیین نامه های هیات دولت، هیات وزیران، وزارت خانه و یا شورای عالی کار خواهد آمد .
مثال:
تبصره یک ماده 7 در باره حداکثر مدت قرارداد های موقت برای کارهایی که طبیعت آن ها جنبه غیر مستمر دارد .
ماده 33 در باره ضوابط تشخیص موارد از کار افتادگی کلی و جزیی ویا بیماریهای ناشی از کار که به پیشنهاد وزیر کار و تصویب هیات وزیران خواهد بود .
ماده47 قانون کارکه چگونگی پرداخت پاداش افزایش تولید مطابق آیین نامه ای است که وزیر کار و امور اجتماعی آن را تصویب می کند.
تبصره ماده 78 در باره ضوابط تاسیس واداره شیرخوارگاه ومهدکودک توسط سازمان بهزیستی کل کشور وتصویب آن توسط وزیر کار.
تصمیمات قضایی: مواردی که تشخیص یک دعوی حقوقی در رابطه با موضوعی که به حل اختلاف رفته است با اشکالاتی مواجه شود ،ممکن است بنا به خواست یکی از طرفینِ دعوی مورد به دادگاه و نهاد ذیصلاح شناخته شده در قانون ارجاع شود که در آن نهاد یا دادگاه فقط در مورد دعوی مورد نظر، تشخیص صورت گرفته و اعلام می شود مانند ارجاع پرونده به دیوان عدالت اداری ویا ….اما قضات و نهاد ها و دادگاه ها نمی توانند در مورد قانون تفسیر ارایه دهند .
مورد دیگری هم خارج از این منابع برای حقوق کار دولتی قابل توجه است و آن مورد به عنوان دکترین یعنی عقاید ونظریات شایسته علمای حقوق است . دکترین ها فاقد اعتبار قانونی است و به طور معمول، درزمان بررسی لوایح،مورد توجه قانونگذار قرار میگیرد.
کنوانسیونهای بینالمللی که به امضای دولتها رسید ه است ودولتها متعهد به اجرای آن شدهاند.مانند منابعی از حقوق کار در پیماننامه حقوق کودک و منابع حقوق کار در اعلامیه حقوق بشر ازجمله مواد 24و25و26 اعلامیه حقوق بشر ومقاولهنامههای سازمان بینالمللیکارنیز از منابع حقوق کار بهشمار میآیند
تبصره 1
انجمنهاي اسلامي ميتوانند به منظور هماهنگي در انجام وظايف و شيوه هاي تبليغي، نسبت به تاسيس کانونهاي هماهنگي انجمنهاي اسلامي در سطح استانها و کانون عالي هماهنگي انجمنهاي اسلامي در کل کشور اقدام نمايند.
تبصره 2
آئين نامه چگونگي تشکيل، حدود وظايف واختيارات و نحوه عملکرد انجمن هاي اسلامي موضوع اين ماده بايد توسط وزارتين کشور، کار و امور اجتماعي و سازمان تبليغات اسلامي تهيه و به تصويب هيات وزيران برسد.
ماده 131
در اجراي اصل بيست وششم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و به منظور حفظ حقوق و منافع مشروع وقانوني وبهبود وضع اقتصادي کارگران و کارفرمايان، که خود متضمن حفظ منافع جامعه باشد، کارگران مشمول قانون کار وکارفرمايان يک حرفه يا صنعت ميتوانند مبادرت به تشکيل انجمنهاي صفي نمايند.
تبصره 1
به منظور هماهنگي در انجام وظايف محوله و قانوني انجمنهاي صنفي ميتوانند نسبت به تشکيل کانون انجمنهاي صنفي در استان و کانون عالي انجمنهاي صنفي در کل کشور اقدام نمايند.
تبصره 2
کليه انجمنهاي صنفي و کانونهاي مربوطه به هنگام تشکيل موظف به تنظيم اساسنامه با رعايت مقررات قانوني وطرح وتصويب آن در مجمع عمومي و تسليم به وزارت کار و امور اجتماعي جهت ثبت ميباشند.
تبصره 3
کليه نمايندگان کارفرمايان ايران در شورايعالي کار، شورايعالي تامين اجتماعي، شورايعالي حفاظت فني وبهداشت کار، کنفرانس بين المللي کار و نظائر آن توسط کانون عالي انجمنهاي صنفي کارفرمايان، درصورت تشکيل انتخاب و در غير اين صورت توسط وزير کار و امور اجتماعي معرفي خواهند شد.
تبصره 4
کارگران يک واحد، فقط ميتوانند يکي از سه مورد شوراي اسلامي کار، انجمن صنفي يا نماينده کارگران را داشته باشند.
تبصره 5
آئين نامه چگونگي تشکيل، حدود وظائف و اختيارات و نحوه عملکرد انجمن هاي صنفي و کانونهاي مربوطه، حداکثر ظرف مدت يکماه ا زتاريخ تصويب اين قانون، توسط شورايعالي کار تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.
تبصره 6
آئين نامه نحوه انتخابات نمايندگان مذکور در تبصره 3 اين ماده ظرف يکماه پس از تصويب اين قانون به تصويب وزير کار و امور اجتماعي خواهد رسيد.
ماده 132
به منظور نظارت ومشارکت دراجراي اصل سي ويکم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و همچنين بر اساس مفاد مربوطه در اصل چهل وسوم قانون اساسي کارگران واحدهاي توليدي، صنفي، صنعتي، خدماتي وکشاورزي که مشمول قانون کار باشند، ميتوانند نسبت به ايجاد شرکتهاي تعاوني مسکن اقدام نمايند.
تبصره 1
شرکتهاي تعاوني مسکن کارگران هر استان ميتوانند نسبت به ايجاد کانون هماهنگي شرکتهاي تعاوني مسکن کارگران استان اقدام نمايند و کانونهاي هماهنگي تعاونيهاي مسکن کارگران استانها ميتوانند نسبت به تشکيل کانون عالي هماهنگي تعاونيهاي مسکن کارگران کشور (اتحاديه مرکزي تعاونيهاي مسکن کارگران – اسکان ) اقدام نمايند. وزارتخانه هاي کار و امور اجتماعي، مسکن و شهرسازي واموراقتصادي و دارائي موظف به همکاري با اتحايه اسکان بوده و اساسنامه شرکتهاي مذکور توسط وزارت کار و امور اجتماعي به ثبت خواهد رسيد.
ماده 133
به منظور نظارت ومشارکت در اجراي مفاد مربوط به توزيع ومصرف در اصول چهل وسوم وچهل و چهارم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، کارگران واحدهاي توليدي، صنفي، صنعتي، خدماتي و يا کشاورزي که مشمول قانون کار باشند، ميتوانند نسبت به ايجاد شرکتهاي تعاوني مصرف (توزيع) کارگري اقدام نمايند.
تبصره 1
شرکتهاي تعاوني مصرف (توزيع ) کارگران ميتوانند نسبت به تاسيس کانون هماهنگي شرکتهاي تعاوني مصرف کارگران استان اقدام نمايند و کانونهاي هماهنگي تعاونيهاي مصرف (توزيع ) کارگران استانها ميتوانند نسبت به تشکيل کانون عالي هماهنگي تعاونيهاي مصرف کارگران " اتحاديه مرکزي تعاونيهاي مصرف (توزيع ) کارگران – امکان" اقدام نمايند. وزارتخانه هاي کار و امور اجتماعي و بازرگاني و همچنين وزارتخانه هاي صنعتي موظف هستند تا همکاريهاي لازم را با اتحاديه امکان بعمل آورند و اساسنامه شرکتهاي تعاوني مذکور توسط وزارت کار و امور اجتماعي به ثبت خواهد رسيد.
ماده 134
به منظور بررسي و پي گيري مسائل و مشکلات صنفي واجتماعي و حسن اجراي آن قسمت از مفاد اصل بيست و نهم قانون اساسي که متضمن حفظ حقوق و تامين منافع و بهره مندي از خدمات بهداشتي، درماني و مراقبتهاي پزشکي ميباشد کارگران و مديران بازنشسته ميتوانند به طور مجزا نسبت به تاسيس کانونهاي کارگران و مديران بازنشسته شهرستانها و استانها اقدام نمايند.
تبصره 1
کانونهاي کارگران و مديران بازنشسته استانها ميتوانند نسبت به تاسيس کانونهاي عالي کارگران و مديران بازنشسته کشور اقدام نمايند.
تبصره 2
وزارتخانه هاي کار و امور اجتماعي و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و سازمان تامين اجتماعي موظف به همکاري با کانونهاي عالي کارگران و مديران بازنشسته کشور ميباشند.
ماده 135
به منظور ايجاد وحدت روش و هماهنگي در امور وتبادل نظر در چگونگي اجراي وظائف و اختيارات، شوراهاي اسلامي کار ميتوانند نسبت به تشکيل کانون هماهنگي شوراهاي اسلامي کار در استان و کانون عالي هماهنگي شوراهاي اسلامي کار در کل کشور اقدام نمايند.
تبصره 1
آئين نامه چگونگي تشکيل، حدود وظائف و اختيارات ونحوه عملکرد کانونهاي شوراهاي اسلامي کار موضوع اين ماده بايد توسط وزارتين کشور و کار و امور اجتماعي و سازمان تبليغات اسلامي تهيه و به تصويب هيات وزيران برسد.
ماده 136
کليه نمايندگان رسمي کارگران جمهوري اسلامي ايران در سازمان جهاني کار، هياتهاي تشخيص، هياتهاي حل اختلاف، شورايعالي تامين اجتماعي شورايعالي حفاظت فني ونظاير آن، حسب مورد، توسط کانون عالي شوراهاي اسلامي کار، کانون عالي انجمنهاي صنفي کارگران و يا مجمع نمايندگان کارگران انتخاب خواهند شد.
تبصره 1
آئين نامه اجرائي اين ماده با پيشنهاد شورايعالي کار به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.
تبصره 2
درصورتيکه تشکلهاي عالي کارگري و کارفرمائي موضوع اين فصل ايجاد نشده باشند، وزير کار و امور اجتماعي ميتوانند نسبت به انتخاب نمايندگان مزبور در مجامع، شوراها وهياتهاي عالي اقدام نمايد.
ماده 137
به منظور هماهنگي و حسن انجام وظائف مربوطه، تشکل هاي کارفرمائي وکارگري موضوع اين فصل از قانون ميتوانند بطور مجزا نسبت به ايجاد تشکيلات مرکزي اقدام نمايند.
تبصره 1
آئين نامه هاي انتخابات شوراي مرکزي و اساسنامه تشکيلات مرکزي کارفرمايان وهمچنين کارگران، جداگانه توسط کميسيوني مرکب از نمايندگان شورايعالي کار، وزارت کشور و وزارت کار و امور اجتماعي تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.
ماده 138
مقام ولايت فقيه درصورت مصلحت ميتوانند در هريک از تشکلهاي مذکور نماينده داشته باشند.
تبصره 1
هر موضوعي که در روابط کار متضمن وضع مقررات و ايجاد ضوابط ازطريق مذاکرات دسته جمعي باشد، ميتواند موضوع مذاکره قرار بگيرد، مشروط برآنکه مقررات جاري کشور واز جمله سياستهاي برنامه اي دولت، اتخاذ تصميم در مورد آنها را منع نکرده باشد. مذاکرات دسته جمعي بايد به منظور حصول توافق و حل وفصل مسالمت آميز اختلافات با رعايت شئون طرفين و با خودداري از هرگونه عملي که موجب اختلال نظم جلسات گردد، ادامه يابد.
تبصره 2
درصورتي که طرفين مذاکرات دسته جمعي موافق باشند ميتوانند از وزارت کار و امور اجتماعي تقاضا کنند شخص بيطرفي را که در زمينه مسائل کار تبحر داشته باشد و بتواند در مذاکرات هماهنگي ايجاد کند، به عنوان کارشناس پيمانهاي دسته جمعي به آنها معرفي نمايد. نقش اين کارشناس کمک به هر دوطرف در پيشبرد مذاکرات دسته جمعي است.
ماده 140
پيمان دسته جمعي کار عبارت است از پيماني کتبي که به منظور تعيين شرايط کار فيمابين يک يا چند (شورا يا انجمن صنفي و يا نماينده قانوني کارگران ) از يک طرف و يک چند کارفرما و يا نمايندگان قانوني آنها ا زسوي ديگر و يا فيمابين کانونها و کانونهاي عالي کارگري و کارفرمائي منعقد ميشود.
تبصره 1
درصورتي که مذاکرات دسته جمعي کار منجر به انعقاد پيمان دسته جمعي کار شود، بايد متن پيمان در سه نسخه تنظيم و به امضاء طرفين برسد. دو نسخه از پيمان در اختيار طرفين عقد پيمان دسته جمعي قرار گرفته و نسخه سوم ظرف سه روز در قبال اخذ رسيد و به منظور رسيدگي و تائيد، تسليم وزارت کار و امور اجتماعي خواهد شد.
ماده 141
پيمانهاي دسته جمعي کار هنگامي اعتبار قانوني و قابليت اجرائي خواهند داشت که : الف – مزايائي کمتر از آنچه در قانون کار پيش بيني گرديده است در آن تعيين نشده باشد. ب – با قوانين و مقررات جاري کشور وتصميمات ومصوبات قانوني دولت مغاير نباشد. ج – عدم تعارض موضوع يا موضوعات پيمان با بندهاي الف وب، به تائيد وزارت کار و امور اجتماعي برسد.
تبصره 1
وزارت کار و امور اجتماعي بايدنظر خود در مورد مطابقت يا عدم تطابق پيمان با بندهاي الف وب مذکور دراين ماده را ظرف 30 روز به طرفين پيمان کتبا اعلام نمايد.
تبصره 2
نظر وزارت کار و امور اجتماعي در مورد عدم مطابقت مفاد پيمان جمعي با موضوعات بندهاي الف وب بايد متکي به دلائل قانوني ومقررات جاري کشور باشد. دلائل و موارد مستند بايد کتبا به طرفين پيمان ظرف مدت مذکور در تبصره يک همين ماده اعلام گردد.
ماده 142
درصورتيکه اختلاف نظر در مورد مواد مختلف اين قانون و يا پيمانهاي قبلي و يا هريک از موضوعات مورد درخواست طرفين براي انعقاد پيمان جديد، منجر به تعطيل کار ضمن حضور کارگر در کارگاه و يا کاهش عمدي توليد از سوي کارگران شود، هيات تشخيص موظف است براساس درخواست هريک از طرفين اختلاف و يا سازمانهاي کارگري و کارفرمايي، موضوع اختلاف را سريعا مورد رسيدگي قرار داده و اعلام نظر نمايد.
تبصره 1
درصورتيکه هريک از طرفين پيمان دسته جمعي نظر مذکور را نپذيرد ميتواند ظرف مدت ده روز از تاريخ اعلام نظر هيات تشخيص (موضوع ماده 158) به هيات حل اختلاف مندرج در فصل نهم اين قانون مراجعه و تقاضاي رسيدگي و صدور راي نمايد. هيات حل اختلاف پس از دريافت تقاضا فورا به موضوع اختلاف در پيمان دسته جمعي رسيدگي و راي خود را نسبت به پيمان دسته جمعي کار اعلام ميکند.
ماده 143
درصورتيکه پيشنهاد هيات حل اختلاف ظرف سه روز مورد قبول گزارش طرفين واقع نشود رئيس اداره کار و امور اجتماعي موظف است بلافاصله گزارش امر را، جهت اتخاذ تصميم لازم، به وزارت کار و امور اجتماعي اطلاع دهد درصورت لزوم هيات وزيران ميتواند مادام که اختلاف ادامه دارد، کارگاه را به هرنحوي که مقتضي بداند به حساب کارفرما اداره نمايد.
ماده 144
در پيمان هاي دسته جمعي کار که براي مدت معيني منعقد ميگردد، هيچيک از طرفين نميتواند به تنهائي قبل از پايان مدت، درخواست تغيير آن را بنمايد، مگر آنکه شرايط ا ستثنائي به تشخيص وزارت کار و امور اجتماعي اين تغيير را ايجاب کند.
ماده 145
فوت کارفرما و يا تغيير مالکيت از وي، دراجراي پيمان دسته جمعي کار موثر نميباشد و چنانچه کار استمرار داشته باشد، کارفرماي جديد قائم مقام کارفرماي قديم محسوب خواهد شد.
ماده 146
در کليه قراردادهاي انفرادي کار، که کارفرما قبل از انعقاد پيمان دسته جمعي کار منعقد ساخته و پا پس از آن منعقد مينمايد، مقررات پيمان دسته جمعي لازم الاتباع است، مگر در مواردي که قراردادهاي انفرادي از لحاظ مزد داراي مزايائي بيشتر از پيمان دسته جمعي باشند.
ماده 148
کارفرمايان کارگاههاي مشمول اين قانون مکالفند براساس قانون تامين اجتماعي، نسبت به بيمه نمودن کارگران واحد خود اقدام نمايند.
ماده 149
کارفرمايان مکلفند با تعاونيهاي مسکن و درصورت عدم وجود اين تعاونيها مستقيما با کارگران فاقد مسکن جهت تامين خانه هاي شخصي مناسب همکاري لازم را بنمايند و همچنين کارفرمايان کارگاههاي بزرگ ملکف به احداث خانه هاي سازماني در جوار کارگاه و يا محل مناسب ديگر ميباشند.
تبصره 1
دولت موظف است با استفاده از تسهيلات بانکي و امکانات وزارت مسکن و شهرسازي، شهرداريها و ساير دستگاههاي ذيربط همکاري لازم را بنمايد.
تبصره 2
نحوه وميزان همکاري و مشارکت کارگران، کارفرمايان و دستگاههاي دولتي و نوع کارگاههاي بزرگ مشمول اين ماده طبق آئين نامه اي خواهد بود که توسط وزارتين کار و امور اجتماعي ومسکن وشهرسازي تهيه و به تصوب هيات وزيران خواهد رسيد.
ماده 150
کليه کارفرمايان مشمول اين قانون مکلفند، در کارگاه، محل مناسب براي اداي فريضه نماز ايجاد نمايند و نيز در ايام ماه مبارک رمضان براي تنظيم شعائر مذهبي و رعايت حال روزه داران، بايد شرايط و ساعات کار را باهمکاري انجمن اسلامي و شوراي اسلامي کار و يا ساير نمايندگان قانوني کارگران طوري تنظيم نمايند که ا وقات کار مانع فريضه روزه نباشد همچنين مدتي از اوقات کار را براي اداي فريضه نماز و صرف افطار يا سحري، اختصاص دهند.
ماده 151
در کارگاههائي که براي مدت محدود به منظور انجام کاري معين (راه سازي و مانند آن ) دور از مناطق مسکوني ايجاد ميشوند، کارفرمايان موظفند سه وعده غذاي مناسب و ارزان قيمت (صبحانه، نهار و شام ) براي کارگران خود فراهم نمايند، که حداقل يک وعده آن براي غذاي گرم باشد. در اين قبيل کارگاهها به اقتضاي فصل، محل و مدت کار، بايد خوابگاه مناسب نيز براي کارگران ايجاد شود.
ماده 152
درصورت دوري از کارگاه وعدم تکافوي وسيله نقليه عمومي، صاحب کار بايد براي رفت و برگشت کارکنان خود وسيله نقليه مناسب در اختيار آنان قرار دهد.
ماده 153
کارفرمايان مکلفند براي ايجاد و اداره امور شرکتهاي تعاوني کارگران کارگاه خود، تسهيلات لازم را ازقبيل محل، وسائل کار و امثال اينها فراهم نمايند.
تبصره 1
دستورالعملهاي مربوط به نحوه اجراي اين ماده با پيشنهاد شورايعالي کار به تصويب وزير کار و امور اجتماعي خواهد رسيد.
ماده 154
کليه کارفرمايان موظفند با مشارکت وزارت کار و امور اجتماعي و سازمان تربيت بدني کشور، محل مناسب براي استفاده کارگران در رشته هاي مختلف ورزش ايجاد نمايند.
تبصره 1
آئين نامه نحوه ايجاد و ضوابط مربوط به آن و همچنين مدت شرکت کارگران در مسابقات قهرماني ورزشي يا هنري و ساعات متعارف تمرين، توسط وزارت کار و امور اجتماعي و سازمان تربيت بدني کشور تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.
ماده 155
کليه کارگاهها موظفند برحسب اعلام وزارت کار و امور اجتماعي و با نظارت اين وزارت و سازمانهاي مسئول در امر سوادآموزي بزرگسالان، به ايجاد کلاسهاي سوادآموزي بپردازند. ضوابط نحوه اجراي اين تکليف، چگونگي تشکيل کلاس، شرکت کارگران در کلاس، انتخاب آموزش ياران و ساير موارد آن مشترکا توسط وزارت کار و امور اجتماعي و نهضت سوادآموزي تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.
تبصره 1
شرط ورود کارگران به دوره هاي مراکز کارآموزي، حداقل داشتن گواهينامه نهضت سوادآموزي يا معادل آن است.
ماده 156
دستوراالعملهاي مربوط به تاسيسات کارگاه از نظر بهداشت محيط کار مانند غذاخوري، حمام و دستشوئي برابر آئين نامه اي خواهد بود که توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي تصويب و به مرحله اجراء در خواهد آمد.
ب) جنبه جمعی روابط کار
تحول صنعتی ،رابطه کار را در غالب موارد ، از جنبه فردی و گروه چندنفره خارج کرد . کارگران که تا آنزمان در کارگاههای کوچک و بصورت عده بسیار کمی بکار مشغول بودند و طبعاً احساس همبستگی طبقاتی نداشتند با انقلاب صنعتی در کارگاههای بزرگ جمع شدند و بتدریج براثر کار با یکدیگر احساس اشتراک منافع نمودند و بالنتیجه متدرجاً خواستهای خود را بصورت جمعی مطرح کردند اگر چه این حق در ابتدا برایشان شناخته نشده بود که بصورت گروههای متشکل رسماً رابطه کار را بصورت رابطه جمعی درآورند و کارفرمایان سعی داشتند این رابطه را در حالت رابطه فردی نگهدارند ( زیرا این نوع رابطه را که براساس قراردادی استوار بود و کارگر را بعنوان یک فرد متساوی الاراده با کارفرما ،و یکطرف قرارداد در برابر او قرار می داد، بعللی که قبلاً ذکر شد ، موجب تحمیل شرائط یکطرفه کارفرما بکارگران می گردید ). اما ناچار حقوق کار واقعیت امر را برسمیت شناخت و کارگران با احراز حق تشکیل سندیکا ، ایجاد کمیته های کارگاه و انتخاب نمایندگان خود در سطح کارگاه و شغل و حرفه متدرجاً بصورت جمعی در برابر کارفرما قرار گرفتند .
اقدامات جمعی کارگران که با ایجاد سندیکاها انجام و تحقق آن تسهیل یافته است بدو صورت متجلی می گردد گاه از طریق اعتصاب، که در واقع تعلیق قرارداد کار برای بدست آوردن شرائط مساعدتر است و گاه بصورت پیمانهای جمعی . پیمانهای جمعی که یکی از تکنیک های حقوق کار برای احقاق حقوق کارگران است در حقیقت با انتقال رابطه کار از صورت فردی به سطح جمعی باعث می شود که جبران ضعف اقتصادی و اجتماعی کارگر بشود زیرا وقتی که بجای یکنفر کارگر، سندیکای کارگران طرف قرارداد باشد بعلت قدرت جمعی خود میتواند شرائط مناسبتری برای کارگران کسب کند . این پیمانها ( که بحث از آنها در خور مقاله جداگانه ای می باشد ) شرائط کار را بصورت یکنواخت در یک حرفه ویا یک کارگاه در می آورند و چون فلسفه وجودی آنها احراز شرائط مساعدتر است و برابر ماده ۳۵ قانون کار نمی توانند مزایایی کمتر از آنچه که در قانون کار برای کارگران در نظر گرفته شده است در برداشته باشند انعقاد آن به نفع کارگران است . اما در بحث ما این سئوال مطرح می شود : با وصف اینکه قسمتی از شرائط کاررا قوانین و مقررات و بخشی دیگر را پیمانهای جمعی کار معین می کنند آیا باز هم برای قرارداد کار در رابطه بین کارگر و کارفرما نقشی باقی می ماند ؟ برخی از علمای حقوق کار با توجه به همین امر ، فائده قرارداد کار را منکر شده اند و در تأیید نظر خود بروابط کار در مواردی که براساس غیر قراردادی استوار است استفاده می کنند .
ج) رابطه کار بر اساس غیر قراردادی
در روابط کار ، گاه به مواردی بر می خوریم که رابطه منشأ قراردادی ندارد با توجه به این موارد دیگر قرارداد کار را نمی توان منبع منحصر دانست بلکه این قرارداد یکی از اسباب شمول مقررات کار نسبت به کارگر خواهد بود و بدینسان تقارن بین قرارداد کار و حقوق کار وجود نخواهد داشت یعنی برای استفاده از مقررات کار و برخورداری از حمایت ناشی از این قواعد ضرورتی ندارد که همواره قرارداد کار بین طرفین موجود باشد. اگر این امر بهمین نحو پذیرفته شود دیگر افول قرارداد کار بنام منشأ استفاده از حقوق کار حتمی است لکن اگر دقیقتر موضوع را بررسی کنیم روشن می شود که این نظر را کاملاً نمی توان پذیرفت . مثال بارز رابطه غیر قراردادی کار موردی را میتوان ذکر کرد که قرارداد باطل باشد موضوع بطلان قرارداد کار و آثار و نتایج آن بسیار مورد توجه حقوقدانان قرار گرفته و برای حل مشکلات ناشی از اجرای قواعد کلی بطلان قراردادها در اینمورد ،نظریه های چندی ارائه شده است بطور بسیار خلاصه مورد بحث اینست که اگر قرارداد کار باطل باشد برابر قواعد کلی ، از ابتدا بدون اثر است . حال در صورتیکه کارگر براساس چنین قراردادی کاری انجام داده باشد و مزدی دریافت داشته است هریک از دو مورد معامله باید بمالک اولیه اش مسترد شود . استرداد مزد ممکن است اما کار انجام شده را نمی توان بکارگر مسترد کرد و چون کارفرما از کار او بهره مند شده است برابر تئوری دارا شدن غیر عادلانه باید اجرت المثل عمل او را بپردازد اما این اجرت المثل دیگر عنوان مزد را نخواهد داشت و مشمول مقررات ویژه آن ( که حمایت کننده حق کارگر است ) نخواهد بود . گذشته از اینکه عدم اجرای مقررات مزد ، و پرداخت عوض کار بنام اجرت المثل،قسمتی از حمایت لازم را از کارگر سلب خواهد کرد ،وقتیکه بنا باشد آثار بطلان به گذشته سرایت داده شود ،در مورد کار انجام شده عدم رعایت سایر مقررات کارهم مانعی نخواهد داشت . اما تردید نیست که چنین نظری با فلسفه این مقررات که حمایت انسانی از کارگر است منافات دارد به همین سبب برخی از مؤلفین حقوق کار معتقدندکه بطلان قرارداد کار ضمن تأثیر بگذشته فقط در روابط بین طرفین قرارداد و در حدود تعهدات ناشی از قرارداد مؤثر است وگرنه تعهدات کارفرما در رعایت ساعات کار، بهداشت کارگاه و نظائر آن بقوت خود باقی است و کارفرما نمی تواند از اجرای این مقررات بعلت بطلان قرارداد سرباز زند . عدم رعایت مقررات کاردر مورد بهداشت و ساعات کار و مسائلی نظیر آن در هرحال موجب مجازات کارفرما خواهد بود .
اما حتی این نظر کاملاً منافع کارگران را تأمین نمی کند و سرایت آثار بطلان بگذشته مانع خواهد شد که کارگر مثلاً درصورت وقوع حادثه ای بتواند از مقررات مربوط به حوادث ناشی از کار استفاده نماید و یا همچنانکه ذکر شد از حمایت مربوط به مزد برخوردار نخواهد شد .
برای رفع این مشکلات برخی رابطه بین کارگر و کارفرما را "رابطه کار" تلقی کرده و آنرا جایگزین قرارداد کار ساخته اند و قبول این رابطه را یکی از دلائل محو نقش قرارداد کار و افول آن دانسته اند اما همچنانکه عده ای از علمای حقو کار گفته اند شاید مناسبتر باشد که بگوییم درمورد قرارداد کار بطلان فاقد اثر قهقرائی است و از تاریخ کشف موجب قطع روابط بین کارگر و کارفرما می شود ولی تا آن تاریخ رابطه طرفین مشمول مقررات کار است زیرا نمی توان کار انجام شده را برگرداند بدینسان قرارداد کار نقش خود را بعنوان منشأ روابط طرفین حفظ می کند . معهذا انتقادات یاد شده سبب شده است تئوریهائی برای ایجاد اساس و مبنای تازه ای در روابط کارگر طرح گردد .
بخش سوم) رابطه کار جانشین قرارداد کار :نظریه کارگاه
نظرات و انتقادات گوناگونی که بر رابطه قراردادی در مورد کار انسانی وارد شد در حقوق برخی کشورها و بویژه حقوق آلمان تأثیراتی بجای گذاشت که ابتداء با تغییر نام قرارداد ، از اجاره اشخاص به قرارداد کار متجلی شد و سپس صورت حادتری پیدا کرد تا آنجا که رابطه کار را جانشین قرارداد کار می دانستند . اما این نظریه که کارگاه را سازمانی میشمارد که در آن کار و سرمایه با یکدیگرشرکت و بلکه اتحاد دارند اگر چه در حقو فرانسه ابتدا طرفدارانی پیدا کرد که بعداً بشدت مورد انتقاد واقع شد . قبل از بررسی نظریه کارگاه و انتقادات وارد بر آن ،درباره تغییر نام قرارداد کار ، به اشاراتی که سابقاً مذکور افتاده است نکات زیر را می افزائیم .
تغییرنام قرارداد حاکم بر رابطه بین کارگر و کارفرما، از اجاره اشخاص (اجاره خدمات) به قرارداد کار که در واقع پوشاندن این قرارداد زیر پوششی جالبتر و زیباتر است بر این اساس متکی است که رابطه کارفرما وکارگر رابطه معوض و نتیجه اجاره نیست زیرا کار بخودی خود وجود ندارد انسان است که کار می کند . کارگر مال خود را مورد تعهد قرار نمی دهد شخص او متعهد است و رابطه قراردادی در اینجا رابطه ای شخصی است . کار انسانی مال نیست زیرا کار نمودار و دنباله شخصیت انسانست با توجه باین جهات نام قرارداد هم باید عوض شود ، بجای قرارداد اجاره اشخاص یا اجاره خدمات ، قرارداد کار گفته می شود . اما برخی از حقوقدانان ،غیر از ایراداتی که از لحاظ رسانیدن مفهوم واقعی روابط طرفین بویژه در مورد کار تابع بر آن وارد کرده اند ،و قبلاً بدان اشاره کردیم ، اصطلاح قرارداد کار را خالی از خطر نمی دانند . اینان با توجه به حقوق آلمان که دو تعهد را در قرارداد کار مستقر می بینند یکی تعهد حمایت از طرف کارفرما و دیگری تعهد " وفاداری " از طرف کارگر، معتقدند که آثار این دو تعهد که رنگی از سنت اربابی ( پاترنالیسم ) دارد مألا برای کارگر خطرناک است ، معهذا اصطلاح قرارداد کار امروز مورد قبول همگان شده است و شگفت انگیز آنکه این عنوان در دورانی بر جنبه شخصی رابطه کار تکیه می کند که با توسعه کارگاههای بزرگ این رابطه جنبه شخصی خود را بسرعت از دست می دهد .
الف) نظریه کارگاه : رابطه کار در چهارچوب کارگاه
تحول عمیقی که در روابط ناشی از کار پدید آمد و تضعیف نقش قرارداد در ایباره ، حقوقدانان را برآن داشت که نظریه جدیدی که بتواند مبین روابط کارگر و کارفرما باشد عرضه دارند . در انتقاداتی که بطور کلی بر مفاهیم حقوق ناشی از سیستم لیبرال و اصل حاکمیت اراده و آزادی قرارداد کار می شد غالباً قرارداد کار را بعنوان نمونه کامل عدم انطباق این مفاهیم با واقعیات خارجی می دانستند . بطور خلاصه بذکر بعضی از این انتقادات می پردازیم .
از دیرباز حقوقدانان دریافتند که اصل حاکمیت اراده با اطلاقی که بیان می شد نمایشگر واقعی روابط طرفین قرارداد نیست مثلاً گونو در رساله دکتری خود درباره اصل حاکمیت اراده یادآور می شود که قراردادهای فردی نمی توانند آثار ونتایج لازم را ایجاد کنند مگر اینکه در محیط اجتماعی متجلی شوند و توافق این اراده ها در چهارچوب قوانین موجود و با احترام به سازمانهای حقوقی آن جامعه صورت گیرد . او در مورد قرارداد کار می گوید " اگر آنرا از نزدیک ملاحظه کنیم می بینیم علاوه بر شروع تقسیم کار، یک سازمان اجتماعی نسبتاً پیچیده و باندازه کافی ثابت در بردارد برای اینکه افراد بتوانند با امنیت ( خاطر ) آینده را دریک عمل پیش بینی بررسی نمایند".
" در کنار قراردادها که در آنها کارگران بعنوان طرف قرارداد مداخله می کنند سازمان ارگانیکی وجود دارد که کارگران عضو آن می شوند : اعضائی که مسئولیت مشترک و همکاری فعالانه و هوشمندانه ایشان در یک عمل مشترک و اطاعت و انتقادشان از انضباط واحدی، ایشان را شرکاء حقیقی می سازد… کارخانه یک حقیقت اجتماعی مستقلی را تشکیل می دهد ".
جرج سل ، حقوقدان معروف درباره قرارداد کار چنین می نگارد :( قرارداد کار ) یک سند پیچیده ای است که در آن توافق اراده در مورد ایجاد وضعیت فردی نسبت به مداخله کنندگان در قرارداد وجود دارد ( وضعیت طلبکار یا بدهکار کار و مزد )، ونیز برای اجرای اوضاع کلی یا وضعیت (خاص ) نسبت به افراد بکار می رود . وضعیت کارفرما و کارگر . این وضعیتها غالباً محتوایی مستقل از اراده فعلی افراد ذینفع دارند : این وضعیت ها، بوسیله قانون ،یا وسیله آئین نامه ، ویا بوسیله قراردادهای جمعی تعیین می شوند . گاهی اتفاق می افتد که تمام یا قسمتی از این وضعیت بوسیله عمل یک جانبه یکی از دو اراده حاکم برقرارداد بوجود می آید : اراده کارفرما در اینصورت " آئین نامه کارگاه " نام دارد که طبیعت عینی آن به همان اندازه غیر قابل تردید است که پیمانهای جمعی . اعمال این وضعیت ها و محتوای آنها نسبت به مداخله کنندگان ( یعنی طرفین رابطه کار ) نتیجه یک عمل شرطی است که عبارت از استخدام می باشد . بنابراین استخدام قلمرو اصلی باصطلاح قرارداد کار است … "
پل دوران ، استاد فقید و گرانمایه حقوق کار فرانسه بنوبه خود ، بااظهار و تشریح نظریه جدید کارگاه ، به طرد مفهوم فردی و قراردادی کار کمک کرد . نظرات او در این باب با برخی مفاهیم فلسفی دانشمندان آلمانی درباره رابطه کار بسیار نزدیک است ، خود او نیز این ارتباط فکری را متذکر شده منشأ نظرات خود را یادآور می شود .
او بارد مفهوم فردی اجاره خدمات ( که مبنای رابطه کار را قراردادی مانند سایر قراردادها می شمارد ) برروی جنبه شخصی رابطه کار تأکید بسیار می کند . این رابطه از حیطه حقوق مدنی و مقررات مربوط به قراردادهای مالی خارج بوده مبنایش در کارگاه است همانجا که طرفین این رابطه یعنی کارگر و کارفرما یا کار و سرمایه ( که از یکدیگر قابل تفکیک نیستند ) باهم شرکت دارند وارزش واهمیت خود را در این اتحاد می یابند . کارگاه تشکیل مجموعه ارگانیکی را می دهد که حقوق کار آنرا تابع وضع عینی واساسنامه خاصی قرارداده است . در اینصورت قرارداد کار مقدمه و پایه ایجاد رابطه کار نیست بلکه در برابر این رابطه محو میشود . رابطه کار نتیجه عمل دیگری است که عبارت از ورود در این اتحاد ( بین کار و سرمایه ) باشد .
از این گفتار نتیجه میشود که صحت یا بطلان قرارداد کار تأثیری در شمول یا عدم شمول مقررات کار ندارد . کارگری که وارد کارگاه می شود و به استخدام آن در می آید صرفنظر از قرارداد موجود بین او و کارفرما و حتی در صورت عدم آن ، بهرحال ، از حمایت قانون کار و مقررات مربوط بدان برخوردار می شود .
پل دوران ارزش این نظریه را که با افول نقش قرارداد کار همراه است تشریح می کند و برای روشنتر شدن موضوع آن را با سازمان یا نهاد حقوقی (Institution ) که در مفاهیم حقوقی فرانسه وجود دارد مقایسه و بدان تشبیه می کند . به عقیده وی در مفهوم کارگاه عناصریکه در یک نهاد مشاهده می شود موجود است : تلفیق نیروی انسانی و وسائل مادی، نظم داخلی و هدف مشترک . ورود به کارگاه الحاق به این نهاد بشمار می رود و رابطه کار ، رابطه حقوقی است که در این نهاد (کارگاه ) رئیس کارگاه را بهر یک از اعضاء آن مرتبط می سازد .
بدینترتیب، کارگاه بر اشتراک منافع اعضاء متکی است و اتحاد منظمی را تشکیل می دهد که تحت اداره طبیعی رئیس آن ، سلسله مراتبی را در بر دارد. کارفرما نیز به مقتضای ریاست کارگاه از سه امتیاز برخوردار است : قدرت قانونگذاری ( تنظیم آئین نامه های داخلی کارگاه ) قدرت اداره کارگاه و قدرت انضباطی ( اجرای اقدامات انضباطی در موارد تخلف کارگران ). مبنای این امتیازات مسئولیتی است که در اداره کارگاه دارد نکته مهمی که نباید از یاد برد اینست که وجود منافع وهدف مشترک اختیارات رئیس کارگاه را محدود کرده و تضمینی برای جلوگیری از سوءاستفاده وی شمرده می شود . بعبارت روشنتر چون رئیس کارگاه وظیفه اش اداره کارگاه در جهت تأمین منافع عموم اعضاء آن می باشد ح ندارد کارگاه را هرطور که مایل است اداره کند بلکه این امر باید بنحوی صورت گیرد که هدف فوق را تأمین کند .
نظریه کارگاه در فرانسه مورد توجه زیادی واقع شد وحقوقدانان به بحث و مطالعه در اطراف آن پرداختند علاوه بر آن قانون مدنی ایطالیا در ۱۹۴۲ بجای قرارداد ، همکاری با کارگاه را بنیاد و منشأ رابطه کار قرارداده است . این رابطه رابطه شرکت و همکاری است نه رابطه معاوضه ( مانند عقود معین) معهذا دلائل زیادی در رد این نظریه و انتقاد از آن اقامه شده است.
ب) انتقاد نظریه کارگاه
در رد نظریه کارگاه ، مطالب زیادی گفته شده است که این سطور جای طرح همه آنها نیست فقط به بررسی این نکته خواهیم پرداخت که این نظریه تا چه حد نقش قرارداد کار را بعنوان مبنای رابطه کار بین کارگر و کارفرما تضعیف کرده است . با مراجعه به کتب مختلفی که در حقوق کار تألیف شده است به شگفتی در می یابیم که مؤلفینی با تمایلات و عقاید کاملا مخالف و متضاد در انتقاد از آن هماهنگی دارند . حقوقدانانی که به رابطه کار از دیدگاه قراردادی و در سیستم اقتصاد لیبرال می نگرند طبعاً مفهوم سازمانی کارگاه را که یکی از پاترنالیسم داشت نمی توانستند قبول کنند . برن وگالان در پیشگفتار کتاب حقوق کار خود می نویسند " قرارداد کار بصورت مبنای اساسی باقی میماند که مقررات قانونی و آئین نامه ای را در بر می گیرد . این قرارداد تکنیک حقوقی قدیمی و سنتی است که تسلط خود را حفظ می کند ". حقوقدانان مارکسیست نیز آنرا رد کردند زیرا در نظریه مذکور بر همبستگی بین اداره کنندگان کارگاه (کارفرمایان ) و کارگران تکیه شده است درحالیکه بنظر مارکسیست ها بین این دو دسته جنگ طبقاتی وجود دارد نه همبستگی و بگفته یکی از این حقودانان کارگاه جز مجموعه قراردادهای کار چیز دیگری نیست سخنی که با نظریه حقوقدانان طرفدار نظام لیبرال و قراردادی فرقی ندارد .
اگر چه با تحولاتی که در رابطه کار پدید آمده نمی توان سخن اخیر را کاملاً پذیرفت و رابطه کار چیزی بیش از رابطه قراردادی است اما نظریه ی کارگاه هم نمی تواند در حال حاضر مورد قبول باشد و به تعبیر برخی از حقوقدانان این نظریه در واقع به آنچه باید تحقق یابد مربوط است و بیش از بررسی تحول فعلی آینده را پیش گوئی می کند .
دلائلی که در این مورد می توان اقامه کرد در امور زیر خلاصه می شود :
ـ در اجتماع کوچک شغلی یعنی کارگاه عامل معنوی که برای تحقق یک جامعه از نظر (جامعه شناسی ) لازم است وجود ندارد . رابطه کار،رابطه مشارکت نیست زیرا کارفرما و کارگر منفعت مشترکی ندارند ، تقسیم سود و ضرر بین آنها معنی ندارد . این رابطه ،رابطه معاوضه کار و مزد است اگر ما برای کارگر تعهد حفظ منافع کارفرما و بالعکس برای کارفرما تعهد حفظ و رعایت منافع کارگر را قائل شویم به حقوق کار جنبه ایده آل داده ایم . در واقع، دو مفهوم جداگانه از حقوق کار و رابطه کارگر و کارفرما وجود دارد :
یکی بر اساس مشارکت که در اینصورت حقوق کار بر پایه تشکیلات کارگری است که در داخله کارگاه وجود دارد و در منافع و اداره آن شرکت دارد . این مفهوم بر فکر تازه مشارکت کار و سرمایه متکی است ولی در حال حاضر آرزوئی بیش نیست زیرا از جهات عدیده چه در مورد تعلق کارگر به کارگاه و چه از جهت شرکت در اداره و منافع کارگاه این مشارکت هنوز تحقق نیافته است .
ورود کارگر به این جامعه به اصطلاح شغلی از طری استخدام صورت می گیرد اما بخوبی می دانیم که استخدام کارگر بنظر کارفرما است و تمایل او برای ورود به کارگاه اگر به تأیید کارفرما نرسد اثری نخواهد داشت همچنانکه با وجود همه تمهیداتی که در قوانین و تعهدات مختلف برای جلوگیری از سوء استفاده کارفرما در نظر گرفته شده عملاً اخراج کارگر به نظر کارفرما بستگی دارد و حتی برای تخلفات کوچک می تواند او را از کار بر کنار کند .مضافاً به اینکه در انجام کار نیز تابع آئین نامه ای است که در تهیه آن دخالتی نداشته است با این اوصاف چگونه می توان گفت که کارگاه جامعه ای است و کارگر بعنوان عضوی از آن و یکی از شرکاء این مؤسسه شغلی بدان تعلق دارد .
در مورد اداره کارگاه قوانین بعضی کشورها شرکت کارگران را اساساً به رسمیت نشناخته است حتی در کشورهایی هم که این حق را برای کارگران در نظر گرفته اند مداخله ایشان در شورای کارگاه جنبه مشورتی داشته و بهیچوجه نقش مهمی در اداره کارگاه ندارد و بالاخره شرکت کراگران در منافع کارگاه محدود است وازمیزان معینی نمی تواند تجاوز کند .
مفهوم دیگر حقوق کار،بر اساس مذاکره و توافق دو طرف رابطه کار یعنی کارگر و کارفرما قرار دارد . در این مفهوم ، کارگر از طریق سندیکای خود سعی می کند که مزایای بیشتر در قالب قرارداد منعقد با کارفرما بدست آورد. این مفهوم در کشور ایالات متحده آمریکا و انگلستان رواج دارد وبا مبانی اجتماعی سرمایه داری سازگارتر است
اجمالاً آنکه مفهوم کارگاه ،اگر واقعاً بصورتی که بیان شده است وجود میداشت یعنی منافعی ویژه ، جدای از منافع کارفرما داشت و سازمانی مجزای از کارفرما بوجود می آورد و مثلاً از شخصیت حقوقی برخوردار بود بدون تردید مورد قبول بسیاری از حقوقدانان قرار می گرفت اما واقعیت غیر از این است . رئیس کارگاه تنها ارگان کارگاه است او شخص کارفرما است و منافع کارگاه ، منافع کارفرما می باشد . البته مقصود از کارفرما تنها نماینده سرمایه نیست ممکن است یک مدیر، یک نفر متخصص اداره کارگاه در رأس آن باشد که شخصاً سرمایه نباشد اما کارگاه را د�
تعريف مزد
مزد عبارتست از آنچه كه در ازاي كار انجام شده به فرد پرداخت مي شود. در قانون كار ايران ماده 35، مزد به اين ترتيب تعريف شده است «مزد يا حقوق عبارت است از وجوه نقدي يا غير نقدي و يا مجموع آنها كه كارگر در قبال انجام كار از كارفرما دريافت دارد.»
اثار مزد بر روي:
•هزينه توليد و در نتيجه تعيين قيمت كالاها و خدمات
•ميزان تقاضاي كالاهاي مصرفي
•ميزان وجوه تأمين اجتماعي، حق بيمه هاي مختلف و خسارات ناشي از كار
•نرخ تورم كشور
•رشد اقتصادي
•توزيع درآمد و تعديل نابرابري ها
•موازنه پرداخت هاي كشور
•سطح زندگي افراد
•ميزان اختلافات حرفه اي
•صلح و آرامش صنعتي
عوامل متشكله مزد
lمزد توليدي، كه در مقابل قدرت توليدي فرد كارگر و غالبا به پول به او پرداخت ميشود
lمزد اجتماعي، كه براي رفع احتياج كارگر به او پرداخت مي شود، نه براي قدرت توليد فردي وي
lمزد عمومي، كه عبارت است از كليه وجوه و مخارجي كه از طرف كارفرما به منظور بيمه كارگران و بهداشت و امثال آن پرداخت مي شود.
انواع مزد
♣مزد پولي، كه عبارت است از مقدار واحد پولي كه عملا هر فرد دريافت مي كند.
♣مزد واقعي، كه عبارت است از ميزان قدرت خريد آنچه كه به عنوان مزد دريافت مي شود.
♣حداقل مزد، كه عبارت است از مزدي كه براي گذراندن معيشت و داشتن كارايي لازم است.
♣مزد زندگي، كه عبارت است از حداكثر سطح بالاي مزد، كه كليه عوامل رفاهي را كه انتظار مي رود در يك كشور پيشرفته فرد از آنها برخوردار باشد شامل شود.
♣مزد منصفانه، كه عبارت است از نزديكترين مزد به حداقل مزد و مزد زندگي است.
♣مزد انگيزه اي، مزدي كه براي ايجاد انگيزش در كاركنان به منظور افزايش بهره وري بيشتر ژرداخت مي شود.
هدف از تعيين حداقل مزد:هدف اساسي از تعيين حداقل مزد، تضمين در آمدي براي گذران معيشت ونيز كوششي در جهت از بين بردن بي عدالتي در مورد پرداخت مزد است.
ضوابط تعيين حداقل مزد:
Øاز آنجايي كه حداقل مزد عبارت است از مزدي كه معرف قدرت خريد طبقات كم در آمد، لذا در تعيين حداقل مزد بايد توجه و دقت كافي به عمل آيد.
Øبرخي از عواملي كه در تعيين حداقل مزد بايد در نظر گرفته شوند عبارتند از:
☻قدرت پرداخت صنعت
☻شاخص هزينه زندگي و تغييرات آن
☻ضرورت هاي توسعه اقتصادي
آثار تغييرات حداقل مزد:
¡ترقي قيمت ها.
¡مصرف گرايي و در نتيجه تاثيرات نامساعد بر رشد اقتصادي.
¡در برخي موارد موجب كاهش تعداد نيروي انساني مي شود مگر اينكه افزايش مزد ، سبب افزايش بهره وري گردد.
¡موجب بالا رفتن قيمت كالاهاي لوكس و در نتيجه توزيع عادلانه در امد ها مي شود، اما اگر قيمت كالاي ضروري افزايش يابد موجب نابرابري در توزيع درآمدها خواهد شد.
زمان پرداخت مزد:
بر اساس ماده 37 قانون كار مزد بايد در فواصل زماني مرتب و در روز غير تعطيل و ضمن ساعات كار به وجه نقد رايج كشور يا با تراضي طرفين به وسيله چك عهده بانك با رعايت شرايطي مثل پرداخت روزانه، ساعتي يا ماهانه پرداخت شود.
به علاوه براي حمايت بيشتر از كارگر، طبق قانون، مزد او در عداد ديون ممتازه كارفرماست، يعني در صورت ورشكستگي پرداخت مزد بر پرداخت ساير قروض حتي ديون مالياتي مقدم است.
مكان پرداخت مزد:
طبق ماده 21 قانون كار، مزد را بايستي در محل كارگاه به كارگر پرداخت، زيرا پرداخت مزد در خارج از محل كار موجب اتلاف وقت و مايه زحمت كارگر مي شود.
نحوه پرداخت مزد:
در قانون كار ايران مزد يا حقوق بايد نقدي باشد، مگر اينكه كارفرما و كارگر نسبت به قسمتي از آن به نحو ديگري توافق كرده باشند، كه در اين صورت نسبت به نحوه تحويل آن نيز بايد موافقت كارگر جلب شود.
پرداخت قسمتي از مزد مي تواند به شكل غير نقدي و جنسي صورت گيرد.
تفاوت در مزد:
•بر مبناي دوره هاي اقتصادي، تنزل سبب كاهش مزد و تورم باعث افزايش مزد و ساير مستمري ها مي شود.
•بر مبناي استاني، كه اين تفاوت ممكن است در اثر توسعه اقتصادي استان و يا به علت وضع عرضه و تقاضا، هزينه و استاندارد محل زندگي باشد.
•بر مبناي صنايع، كه علل اين تفاوت عبارتند از مهارت كارگران، عرضه و تقاضا، ماهيت و شرايط محل كار و صنعت در توسعه ملي.
عوامل مؤثر در تعيين مزد
oعرضه و تقاضاي كار
oقدرت پرداخت صنعت
oنرخ ساير مزد ها
oهزينه زندگي
oشرايط احراز شغل
oبهره وري كارگر
oقدرت سازمانهاي كارگري و كارفرمايي
oسياست دولت
مشخصات نظام مناسب مزد
¢ارتباط بين مزد و بهره وري
¢سهولت
¢ايجاد انگيزه
¢قابليت انعطاف
¢عموميت
¢عدم وجود تبعيض
¢توجه به وضعيت خانوادگي
¢رضايت بخش براي كارگر و كارفرما
¢قابليت اعمال
مزد و طبقه بندي مشاغل:
üمنظور از طبقه بندي مشاغل عبارت است از دسته بندي شغل ها بر حسب شباهتها و تفاوتها كه در وظيفه ها و مسئوليت هاي آنها وجود دارد. بنابراين مبناي طبقه بندي مشاغل درجه دشواري ها، شباهت ها و تفاوتهايي است كه ماهيت مشاغل نسبت به يكديگر دارند.
üروشهاي طبقه بندي مشاغل عبارتند از:
درجه بندي
طبقه بندي
امتيازي
مقايسه عوامل.
مجموعه پرداختي ها از نظر تدوين جدول مزد طرح طبقه بندي مشاغل
nمزد شغل يعني پرداخت هايي كه بر اساس قرار داد كار مقرر مي شود.
nپرداختهاي كه در ارتباط با نوع شغل و ماهيت آن صورت گرفته و مزاياي ثابت شغلي ناميده مي شود.
nمزايايي كه بابت شرايط خاص كار و طبق قاون كار بايد پرداخت شود مثل حق نوبتكاري.
nمزايايي كه پرداخت آن ارتباطي با شغل ندارد مثل حق عائله مندي.
مزد و بهره وري
از مشخصات يك سيستم مناسب مزد ، وجود ارتباط معقول و منطقي بين مزد و ميزان بهره وري فرد است.
چنين ارتباطي سبب ايجاد انگيزه در كارگر مي شود و بهره وري وي را افزايش مي دهند.
روش مزد زماني
در روش مزد زماني، مزد بر اساس زماني كه به كار اختصاص داده مي شود و بدون توجه به ميزان بازده پرداخت مي شود. براي اين منظور واحد زماني مشخص در نظر مي گيرند.
|
روش هاي پرداخت مزد |
|
طرح هاي تشويقي يا روش هاي تركيبي |
|
روش كارمزدي |
|
روش مزد زماني |
|
طرح هاي تشويقي انفرادي |
|
طرح هاي تشويقي گروهي |
روش كارمزدي
:در اين روش، مزد به مقدار توليد فرد بستگي دارد و تابعي است از ميزان بازده كار كه بدون توجه به مدت زمان صرف شده، به كارگر پرداخت مي شود. اين مزد براي كارهاي قابل شمارش مناسب است.
مزاياي روش كارمزدي
nافزايش كارايي و كاهش هزينه توليد؛
nمحاسبه دقيق هزينه واحد توليد و ميزان مزد كاركنان؛
nدر مقايسه با روش مزد زماني نظارت و سرپرستي كمتري دارد؛
nاتلاف وقت به حداقل مي رسد زيرا مزد در ازاي عملكرد پرداخت مي شود؛
nتقويت قوه خلاقيت و ابتكار كاركنان
معايب روش كارمزدي
nكيفيت فداي كميت مي شود زيرا مزد در ازاي كميت پرداخت مي شود؛
nعدم توجه به ابزارو ماشين الات توليد و افزايش هزينه تعميرات به علت سعي در حداكثر كردن توليد از سوي كارگران؛
nبه نظر سازمانهاي كارگري اين روش موجب عدم كنترل مزدها مي شود؛
nتزلزل در اتحاد گروه به دليل چشم و هم چشمي كارگران؛
nفرسودگي و از كارافتادگي زود كاركنان؛
nعدم وجود تضمين براي دريافت حداقل مزد در صورت خرابي ماشين و...؛
nموجب نارضايتي كاركناني كه بهره وري كمتري دارند مي گردد؛
nاستاندارد توليد بالا رفته و در نتيجه توقع كارفرما افزايش مي يابد.
طرح هاي تشويقي يا روش هاي تركيبي:
طرح هاي تشويقي انفرادي
•طرح هاي كارمزدي مانند سيستم تيلور و سيستم مريك
•سيستم مزد و پاداش گانت
•سيستم هاي اضافه پرداخت يا سهيم شدن در پاداش كه عبارتند از:سيستم هالسي و سيستم امرسن
طرح هاي تشويقي گروهي
•سيستم پاداش پريستمن
•سيستم سهيم شدن در سود و مشاركت كارگر
طرح كارمزدي تصاعدي تيلور:
در اين طرح دو مأخذ براي پرداخت مزد براي هر شغل يا وظيفه تعيين مي شود. يكي مأخذ بالا براي كارگراني كه وظيفه را در حد استاندارد يا بهتر از آن انجام مي دهند و ديگري مأخذ پائين براي افرادي كه بتوانند وظيفه را در حد قابل قبول انجام دهند.اگر بازده كمتر از حد استاندارد باشد مزد بر اساس مأخذ پائين و اگر مساوي يا بيش از استاندارد باشد بر اساس مأخذ بالا به كارگر پرداخت مي شود.
طرح تيلور براي جائي مناسب است كه:
كار جنبه تكراري داشته باشد؛
روش هاي توليد و زمان انجام كار بر مبناي استاندارد باشد؛
امكان به وجود آمدن مانع يا تأخير در كار نباشد؛
معايب طرح تيلور:
ايجاد انگيزه منفي در پرداخت دستمزد بر اساس مأخذ پائين؛
هيچ كارگري نمي تواند هر روز در حداكثر سطح كارايي خود كارايي خود كار كند؛
در اين طرح تضميني براي حداقل مزد وجود ندارد.
طرح كارمزدي مريك:
مريك طرح تيلور را تا حدودي اصلاح كرد و معتقد بود كارگران زيادي هستند كه در جدي بين دو حد بالا و پائين توليد مي كنند و لذا سه نرخ به شرح زير پيشنهاد كرد:
بازده مزد
------------------ ----------------
1- كمتر از 83% نرخ پايه
2- از 83 تا 100% 110 درصد نرخ پايه
3- بيشتر از 100% 120 درصد نرخ پايه
سيستم مزد و پاداش گانت
uگانت طرح تيلور را تا حد زيادي اصلاح كرد. در اين روش يك نرخ مزد زماني براي كارگراني كه توليدشان پائين تر استاندارد است تعيين شده و براي كارگراني هم كه بازده كارشان در مدت زمان تعيين شده، مساوي يا بيش از استاندارد باشد پاداشي در نظر گرفته شده است.
uپاداش درصدي از مزد پايه مي باشد.
uاستاندارد بايد در حد منطقي و قابل قبول باشد.
مزاياي طرح گانت:حداقل مزد را براي كارگران تضمين مي كند و جنبه تشويقي و انگيزشي قوي دارد. گانت بر لزوم آموزش كاركنان و تجهيز كليه امكانات براي مساعد كردن شرايط كاري براي آنها بسيار تأكيد كرده است.
طرح هالسي :
در اين طرح ابتدا بر اساس مطالعات و تجارب ميزان كار و زمان استاندارد تعيين مي شود، چنانچه كارگري وظيفه خود را در زماني كمتر از استاندارد انجام دهد مقداري از مزد ذخيره مي گردد و بين كارگر و كارفرما تقسيم ميشود زيرا كارگر تحت نظارت كارفرما بوده است كه بهروري خود را افزايش داده است.
محاسن طرح هالسي:
حداقل مزد براي كارگر تضمين مي شود و در كارگر احساس امنيت به وجود مي آورد. به علاوه چون مزد زمان صرفه جويي شده بين هر دو طرف، يعني كارگر و كارفرما، تقسيم مي شود، پرداخت پاداش نيز به اين ترتيب تداوم مي يابد و تضمين مي شود.
نقايص طرح هالسي:
به نظارت و سرپرستي دقيق احتياج دارد. گاه ممكن است كارگران به توليد زياد تشويق شوند و از وسايل و ابزار كار بيش از حد استفاده كنند و ميزان خسارت را افزايش دهند. از سوي ديگر اين طرح منافع كامل را براي كارگران تضين نمي كند.
طرح امرسن
امرسن در طرح خود، حد پرداخت پاداش را به 67%تقليل داد. چنانچه كارايي كارگري بين 67 تا 99% وظيفه باشد، نسبتي از مزد پايه را به عنوان پاداش دريافت مي كند. اگر به 100% برسد، پاداش تا ميزان 20% مزد پايه اضافه مي شود و از 100% به بالا به ازاي هر يك درصد ، يك درصد به پاداش اضافه مي شود.
مشكلات طرح امرسن:
محاسبه دستمزد اعمال وقت زيادي را ايجاب مي كند. از سوي ديگر چون درصد لازم براي دريافت پاداش خيلي پائين تعيين شده است، كارگران تلاشي براي افزايش بهره وري نمي كنند.
مزاياي طرح امرسن:
براي كارگران قابل فهم بوده، بعلاوه به علت حد 67% كارگران بيشتري مشمول دريافت پاداش مي شوند.
طرح پاداش پريستمن:
بر اساس اين طرح يك استاندارد عمليات براي هر واحد تعيين مي شود. چنانچه بازده واحدي بالاتر از استاندارد تعيين شده باشد، كاركنان آن واحد مشمول دريافت پاداش مي شوند. درصد پاداش نيز بر اساس افزايش عملكرد نسبت به استاندارد تعيين مي شود.
طرح سهيم شدن در سود:
در اين طرح قسمتي از درآمد خالص موسسه به كاركنان تعلق مي گيرد. اين مقدار را مي توان به طور نقدي پرداخت و يا به صورت سهمي از شركت به كاركنان واگذار كرد.
سهيم كردن كاركنان در سود سبب افزايش توليد، توزيع عادلانه درآمد، ارتقاي سطح زندگي كاركنان، ايجاد احساس تعلق كاركنان با مؤسسه، تقليل ضايعات در ابزار، ممانعت از زياده وري در مصرف مواد اوليه و كاهش ميزان ترك خدمت مي شود.
| عنوان | كارمند دولتي و چراغ جادو |
|---|---|
|
يك كارمند دولتي از فرط بي حوصلگي به جستجو در قفسه هاي قديمي اتاق كارش مشغول شد. در حين جستجو به يك چراغ پيه سوز خيلي قديمي برخورد. با خودش فكر كرد مي تواند از آن به عنوان يك شي زينتي در دكور خانه اش استفاده كند. بنابراين آن را با خود به خانه برد. هنگام تميز كردن و پوليش چراغ، يك غول از چراغ بيرون آمد و گفت كه مي تواند سه آرزوي او را برآورده كند. كارمند گفت: «يك نوشابه خيلي خنك مي خواهم.» غول نوشابه اي خنك با يخ را براي او ظاهر كرد و او نيز خورد. سپس كارمند گفت: «حالا دوست دارم در يك جزيره زيبا و خوش آب و هوا كنار ساحل باشم.» ناگهان خود را در يك ساحل زيبا و رويايي ديد. كارمند براي آرزوي سوم خود گفت: «دوست دارم هرگز كار نكنم.» پوف! كارمند چشم هايش را باز كرد و خود را در اتاق كارش ديد. |
|
ارزش و اهمیت بهداشت وایمنی در محیط کار |
امروزه بیماریها و حوادث ناشی از کار به یکی از نگرانیها اجتماعی جامعه کارگری و دست اندرکاران مسائل بهداشت ایمنی محیط کار تبدیل شده است . علاوه بر عوامل مربوط به فرهنگ عمومی ایمنی و بهداشت عدم اجرای قوانین و مقررات مربوطه و کمبود آموزش می تواند فقدان برنامه ریزی و توجه کافی به بهداشت حرفه ای و ایمنی کارگران را در اغلب واحد های صنعتی از جمله دلایل بالا بودن میزان حوادث و بیماریهای ناشی از کار بر شمرد.امروزه با توجه به اهمیت موضوع سلامت نیروی کار در تمامی کشورها نیاز به مدیریت در دستیابی به روشهای منسجم بهبود شرایط کار بیش از پیش نمایان می شود. ● اهمیت نقش مدیریت در توسعه بهداشت حرفه ای نیروی شاغل بخش مولد جامعه را تشکیل می دهد . توسعه اقتصادی بر پایه سلامت نیروی کار استوار بوده و توسعه اجتماعی نیز نیازمند حفظ حقوق آنها از جمله حق داشتن سلامت جسم و روان و رفاه است . وجود بیماریهای حرفه ای و حوادث ناشی از کار به لحاظ : ۱) هزینه درمانی ۲) ایجاد ناتوانی ها ۳) عواملی نظیر زمان از دست رفته کاری و کاهش تولید بار سنگینی بردوش اقتصاد ملی تحمیل میکند . بنابراین با توجه به اینکه نارسایی بهداشت و ایمنی موجب خسارات های مالی و جانی می گردد ، این موضوع به تنهایی برای توجیه برنامه های بهسازی و توسعه بهداشت و ایمنی محیط کار دلیل ققانع کننده ای است . هدفهای توسعه و بهسازی وضع ایمنی و بهداشت کار در درجه نخست حمایت متخصصیت بهداشت حرفه ای و مدیران صنایع ذیل می طلبد: ۱) شناخت ابعاد توسعه بهداشت حرفهای و ایمنی و ایمنی محیط کار ۲) تعیین نقش مدیریت در توسعه (بهبود) بهداشت حرفه ای و ایمنی ۳) معرفی الگوی بهداشت حرفه ای و ایمنی و عوامل موثر بر آن ۴) تعیین استراتژی بهداشت حرفه ای و ایمنی ۵) مفهوم شناسی مدیریت بهداشت حرفه ای و ایمنی ● نقش مدیریت در توسعه بهداشت حرفه ای و ایمنی پرداختن به سلامتی کارگران و رسیدگی به مسائل رفاهی و آسایش و همچنین بکارگیری راهکارهایی در جهت تطبیق وضعیت کار با شرایط جسمی ، روانی آنها ، امروزه به عنوان یک امتیاز محسوب نگردیده بلکه یک وظیفه را تداعی می نماید و هر اندازه در صد رسیدگی به سلامت کارگران بالاتر باشد تاثیر گذاری بر روند رشد و توسعه سازمان ها و جامعه بیشتر خواهد بود در این میان نقش مدیریت به عنوان عامل اصلی در ارتقاء سطح سلامت و رفاه سازمان و در نتیجه دستیابی به رشد سازمانی نمود بیشتری می یابد ● خط مش گذاری اولین قدم در سیستم مدیریت بهداشت حرفه ای و ایمنی خط مش گذاری است . خط مش معمولاً توسط مدیریت رده بالا تایید شده و تعهد به رعایت آن مورد تاکید است . خط مشی تدوین شده باید شامل موارد زیر باشد : الف) متناسب با ماهیت و میزان ریسکهای بهداشتی ، ایمنی سازمان باشد. ب) شامل تعهد به بهبود مستمر باشد. ج) حداقل شامل تعهد به تبعیت از قوانین بهداشت حرفه ای و ایمنی مرتبط و همچنین الزامات دیگری که سازمان آنها را تقبل کرده است باشد. د) مدون ، قابل اجرا و پایدار نگه داشته شود . ه) به کلیه کارنان ابلاغ شود تا آنان را از الزامات بهداشتی ، ایمنی خود آگاه نماید . و) برای عموم و افراد علاقمند قابل دسترسی باشد ز) به طور متناوب مورد بازنگری قرار گیرد تا از ارتباط و تناسب آن با سازمان اطمینان حاصل شود. روش های مدیریت سازمان برای شناسایی خطرات و ارزیابی ریسکها شامل موارد زیر است ۱) با در نظر گرفتن دامنه فعالیت ها تعریف شود تا به پویایی روش به کار گرفته شده اطمینان حاصل شود . ۲) توانایی تقسیم بندی ریسکها و شناسایی خطراتی را که می بایست توسط اقداماتی حذف و یا کنترل شوند داشته باشد. ۳) ورودی ها را برای تعیین نیازمندی ها سازمان شناسایی و در صورت لزوم نیازهای آموزشی را مشخص نمایدوجود نیروی انسانی سالم از نظر جسمی ، روانی می تواند به عنوان یک سرمایه آماده و بالقوه غنی برای طی مسیر توسعه تلقی شود.اگرچه نارسائی موجود در مجموعه بهداشت حرفه ای و ایمنی از کارایی و بهرهوری منابع انسانی می کاهد و زمینه را برای منابع انسانی می کاهد و زمینه را برای افت پتانسیل های انسانی مهیا می نماید ، از این نظر سازمان هایی که به درستی اهمیت توجه به بهداشت حرفه ای و ایمنی را دریافته و برای آن سرمایه گذاری می نمایند بالطبع از مزایای وجود نیروی انسانی سالم هم بهره مند می گردند ● اهمیت کمیته های ایمنی و بهداشت کار در صیانت از نیروی کار ▪ بازار کار ایران و خلاء های موجود آن بازار یعنی محل مبادله کالا و در جهان اقتصاد( چهار بازار اصلی یعنی بازار کالا و بازار پول , بازار سرمایه و بازار کار ) از مهمترین بازارها می باشند و دو مؤلفه بسیار حائز اهمیت بازار عرضه و تقاضا میباشند . همانطوریکه در بازار کالا, عرضه, یعنی کالا و خدمت که تولید میشود و تقاضا یعنی خریداران آن کالا، در بازار پول : پول کالا است یکی عرضه کننده پول است ریگری تقاضا کننده پول است . در بازار سرمایه مانند بازار بورس عرضه سهام توسط شرکتها و خرید آن توسط تقاضا کنندگان و بالاخره در بازار کار نیروی کار توسط بیکاران عرضه میشود و صاحبان بنگاهها متقاضی کارند آنچه در بازار مهم است قیمت در منحنی عرضه و تقاضا بحث میشود مگر اینکه دولت مداخله کند . اما در بازار کار آیا صرفاً داشتن بیکاران کافی و لازم خواهد بود یا خیر ؟ گفتیم بازار کار به مثابه سایر بازارها دو مؤلفه عرضه و تقاضا باید وجود داشته باشد تا شرایط ایجاد بازار باشد یعنی عرضه و تقاضا , شرط موفقیت هر بازاری شفافیت آن بازار است در واقع در یک بازار رقابتی شرایط ذیل باید مهیا باشد : ـ وجود تعداد زیاد و کافی متقاضی. ـ وجود تعداد زیاد و کافی عرضه کننده. ـ آزادی ورود و خروج به بازار توسط عرضه کننده و تقاضا کنندگان. ـ وجود اطلاعات کامل از شرایط بازار کار. ـ یکسان بودن کالا. با توجه به شرایط فوق آیا بازار کار ایران بازار رقابتی و مناسب است ؟ آیا شفافیت در بازار هست که هرکس به تناسب توان و مهارت خود از آن بهره جوید ؟ آیا تعداد زیاد عرضه کننده تعداد زیاد تقاضا کننده را میشناسد ؟ آیا دسترسی به اطلاعات بازار کار برای همه عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان مهیا است ؟ آیا در بازار کار ایران ورود و خروج برای طرفین با اطلاعات و دانش قبلی امکان پذیر است ؟ پاسخ این سؤالات چیست ؟ آیا مثبت یا منفی ؟ ذکر این نکته شاید خیلی مهم باشد . یکی از عوامل مهم و حائز اهمیت که میتواند در اخذ تصمیم پایدار و مؤثر باشد وجود آمار و اطلاعات کم و کیفی از یک بازار است . مثلاً اگر ما در بحث بازار کار ندانیم میزان عرضه کالا مانند قند چقدر است و میزان تقاضا چقدر مسلماً در بازار مربوط نابرابر خواهیم داشت یا بحث قاچاق یا معضل اجتماعی دیگری بوجود خواهد آمد . در بازار کار ایران نیز این خلاء وجود دارد یعنی علیرغم احساس دغدغه بحران بیکاری و بدلیل نداشتن یک نظام جامع اطلاع رسانی از وضعیت عرضه و تقاضای بازار کار متاسفانه همیشه اخذ تصمیات با عدم کارآمدی مواجه خواهد شد . در بازار کار ایران مشخص نیست میزان عرضه چه مقدار است و میزان تقاضا کدامند . وقتی می گوییم میزان تقاضا , تقاضا در بخش خصوصی تعاونی و دولتی متاسفانه هیچکدام ملزوم به رعایت این مقوله نیستند که تقاضاهای خویش در یک نظام جامع ثبت کنند . که البته این هم خود یک نوع فرار از قانون میباشد . ناکارآمدی بازار کار تا زمانی که وضعیت عرضه و تقاضا به لحاظ جنسیت , تحصیل , مهارت , سن و مالکیت متقاضیان کار , فعالیت متقاضیان کار روشن و واضح نباشد باقی خواهد بود و لذا اخذ هر تصمیمی برای حل بحران بیکاری نا موفق خواهد بود . شاید یکی از وظایف وزارت کار این بوده که نظام جامع اطلاع رسانی را , راه اندازی کند که تاکنون این امر محقق نشده است , لذا اهمیت کادر جدید وزارت کار با این همه دل مشغولی و احساس مسؤلیتی که نسبت به موضوع اشتغال دارند در وهله اول این امر خداپسندانه تر اجراء و به منصه ظهور برسانید چون همانطوریکه گفته شد تا زمانی که شفاف سازی در هر بازار من جمله بازار کار سدی است با ناکارآمدی تصمیات متخذ برای حل بحران بازار . ● ایمنی در برابر آلودگی های شیمیایی بهداشت حرفهای از زمانهای قدیم در حرفههای مختلف مطرح بوده است اما در قرن بیستم با پیشترفت تکنولوژی و صنعتی شدن جهان، این علم عمدتاً در بیماریها و سوانح ناشی از صنعت خلاصه شد بنحوی که امروزه بعنوان دومین علل مرگ و میر در جهان صنعتی محسوب میشود. طبق آمار بدست آمده در ایران نیز در هر دقیقه ۷ نفر دچار سانحه میشوند. با توجه به این موضوع، اهمیت آموزش بهداشت حرفهای در پیشگیری و کاهش عوارض فردی، اجتماعی و اقتصادی ناشی از بیماریها و سوانح محیط کار بسیار مهم بنظر میرسد. در زیر به طور مختصر اشارهای به بیماریهای ناشی از عوامل شیمیایی محیط کار و اقدامات احتیاطی جهت پیشگیری از عوارض ناشی از آنها مینماییم. ● بیماریهای ناشی از عوامل شیمیایی این بیماریها و سوانح بر حسب راه ورود به بدن انسان به سه دسته طبقهبندی میشوند: الف) بیماریهای دستگاه گوارشی که با ورود مواد شیمیایی از راه دهان مثل سیانورها، ارسنیک، فسفر، اسیدها و غیره ایجاد میشود. ب) بیماریهای دستگاه تنفس ناشی از گرد و غبار که به «پنوموکونیوزها» یا بیماریهای ریوی معروف هستند. ج) بیماریهای پوستی مانند جذب تترا اتیل سرب، فنل، تی ان تی و غیره. اقدامات احتیاطی جهت پیشگیری از عوارض ناشی از مواجهه با عوامل شیمیایی در آزمایشگاه ۱) آگاهی شما از خطرات ناشی از مواد شیمیایی و نحوه پیشگیری از این خطرات اهمیت زیادی دارد. ۲) برای آگاهی از خطرات مواد شیمیایی و به کارگیری اقدامات احتیاطی در هنگام کار با آنها برچسب روی مواد شیمیایی و برگه اطلاعات ایمنی و بهداشتی این مواد را مطالعه کنید. ۳) به دستورالعملها، توصیهها، نکات احتیاطی ذکرشده بر روی برچسبهای مواد شیمیایی توجه کنید و آنها را به کار گیرید. ۴) بررسی کنید که آیا امکان دارد بتوان از موادی که ایمنتر هستند و خطر کمتری دارند استفاده کرد؟ ۵) محل کار خود را همیشه منظم و مرتب نمائید و محل نگهداری ظروف مواد شیمیایی با برچسبهای مناسب و قابل رویت مشخص باشد. ۶) مواد شیمیایی فرار و قابل اشتعال را تفکیک نموده و دور از میزکار خود قرار دهید. ۷) از اقدامات کنترلی موجود مثل تهویه و ... که برای کنترل بخارات ناشی از مواد شیمیایی تعبیه شدهاند بطور کامل استفاده کنید. ۸) هرگونه نقص و اختلال در سیستم تهویه، تجهیزات حفاظت فردی و غیره را سریعاً گزارش کنید. ۹) از ماسکهای تنفسی و دیگر تجهیزات حفاظتی خود (مثل دستکشها و ...) استفاده کنید و آنها را در یک محل تمیز نگهداری کنید. ۱۰) تجهیزات حفاظتی خود (مثل ماسکها و دستکشها و ...) را تمیز نگهداشته و مطمئن باشید که برای شما اندازه و متناسب هستند. ۱۱) در مکانهایی که مواد شیمیایی وجود دارند از خوردن و استعمال دخانیات خودداری کنید. ۱۲) از استفاده بیش از حد و غیرضروری مواد شیمیایی خودداری کنید، درب ظروف مواد شیمیایی را محکم ببندید تا از تبخیر و رها شدن آنها در فضا جلوگیری کنید. ۱۳) پارچهها و کهنههای آغشته به مواد شیمیایی را از اطراف محل کار جمعآوری کنید. ۱۴) حتی الامکان از تماس پوستی با هر نوع ماده شیمیایی خودداری کنید و از تجهیزات حفاظتی مثل دستکش، عینک و پیشبند و ... استفاده کنید. ۱۵) هیچ گاه از مواد شیمیایی (مثل تینر، بنزین و ...) برای تمیز کردن رنگها و آلودگیهای دیگر از روی پوستتان استفاده نکنید. ۱۶) در برخی موارد با بازکردن درب پنجره میتوانید از تهویه طبیعی برای کنترل بخارات مواد شیمیایی استفاده کنید ۱۷) از ورود افراد متفرقه و غیرحرفهای به محیط کار و نگهداری مواد شیمیایی ممانعت بعمل آورید. ۱۸) پس از کار با مواد شیمیایی و قبل از خوردن، سیگار کشیدن و ... دستهایتان را بطور کامل بشوئید. ۱۹) در محلهایی که مواد شیمیائی حاوی کلر وجود دارد از انجام فعالیتهایی مثل حرارتدهی، جوشکاری و ... خودداری کنید چرا که گازهای فوقالعاده سمی منتشر خواهد شد. ۲۰) هیچگاه لباس کار خود را برای شستشو به خانه نبرید چرا که با این کار اعضای خانواده خود را نیز در معرض آلودگیهای محیط کار قرار میدهید. |
| عنوان | كلاه ايمني !؟ |
|---|---|
|
رييس يك كارخانه بزرگ معاون خود را احضار و به او مي گويد: «روز دوشنبه، حدود ساعت 7 غروب، ستاره دنباله دار هالي ديده خواهد شد. نظر به اينكه چنين پديده اي هر 78 سال يكبار تكرار مي شود، به همه كارگران ابلاغ كنيد كه قبل از ساعت 7، با به سر داشتن كلاه ايمني، در حياط كارخانه حضور يابند تا توضيحات لازم داده شود. در صورت بارندگي مشاهده هالي با چشم عريان (غير مسلح) ممكن نيست و به همين خاطر كارگران را به سالن نهارخوري هدايت كنيد تا از طريق نمايش فيلم با اين پديده شگفت آشنا شوند.» معاون خطاب به مدير توليد مي گويد: «بنا بدستور جناب آقاي رييس، ستاره دنباله دار هالو روز دوشنبه بالاي كارخانه طلوع خواهد كرد. در صورت ريزش باران، كليه كارگران را با كلاه ايمني به سالن نهار خوري ببريد تا فيلم مستندي را درباره اين نمايش عجيب كه هر 78 سال يكبار در برابر چشمان عريان اتفاق مي افتد، تماشا كنند.» مدير توليد خطاب به سرپرست: «بنا به درخواست آقاي معاون، قرار است يك آدم 78 ساله هالو با كلاه ايمني و بدن عريان در نهارخوري كارخانه فيلم مستندي درباره امنيت در روزهاي باراني نمايش دهد.» سرپرست خطاب به سركارگر: «همه كارگران بايستي روز دوشنبه ساعت 7 لخت و عريان در حياط كارخانه جمع شوند و با كلاه ايمني به آهنگ بارون بارونه با صداي يك خواننده پاپ به نام هالو گوش كنن.» سركارگر خطاب به كارگران: «آقاي رييس روز دوشنبه 78 سالش مي شود و قرار است در حياط كارخانه و سالن نهار خوري بزن و بكوب راه بيفته و گروه هالو پشمالو برنامه اجرا كنه. هر كس مايل بود ميتونه برهنه بياد ولي كلاه ايمني لازمه.» |
امـروزه هـمـه چـیـز بـا ســرعت شگفت انگیزی در حال حـرکت است. از آنجا که مردم این روزها با کمبود وقت مـواجه هستـنـد، فـقـط چـیـزهـایـی کــه به چشممان میخورد توجه ما را به خود جلب میکـند.این چیزها تبلیغات،جـلد مـجــلات و روزنــامه ها، بسته بندی محصولات و البته آدم ها هستند.
چـون خیلی مشغول هستیم و سرمان شلوغ است،ظاهر مسائل اهمیت بیشتری پیدا میکــند. این روزهابر خلاف گذشته فقط ظاهر افراد است که اولین و آخرین تاثیر را روی ما می گذارد و نشان دهنده ی رفتار و شحصیت افراد است. در محیط کاری این مسئله بیش از آنچه فکر می کنید اهمیت پیدا می کند.
اهمیت خوش تیپ بودن
داشتن ظاهری خوب در محل کار اهمیت زیادی دارد و باعث می شود دیگران شما را جدی تر تلقی کنند. ربطی هم به سن و سال ندارد. چه پیر باشید و چه جوان، رعایت این موضوع به نفعتان است.
اگر باور نمی کنید، دو دفعه به بانک بروید، یکبار با ظاهری معمولی و متوسط و بار دیگر با ظاهری خوشایند، و تغییر نحوه ی برخورد افراد را با خود ببینید.
خوب لباس پوشیدن باعث می شود که در اولین برخورد روی افراد تاثیری مثبت بگذارید. بهتر است که در مواقع روبه رو شدن با ارباب رجوع یا افراد جدید در شرکت این مسئله را رعایت کنید.
ظاهر خوب پیام دیگری نیز در خود دارد. خوب لباس پوشیدن در محل کار به دیگران این تفکر را می دهد که شما همانطور که در لباس پوشیدنتان دقیق و وسواسی هستید، در کار نیز منظم و دقیق هستید.
هر محل کاری بر حسب محیط خود مدل لباس پوشیدن خاص خود را می طلبد. حتی در یک شرکت هم، افراد در پست های مختلف باید لباسهای مناسب پست خود را تن کنند. مسلماً مدیرعامل باید خیلی بهتر از کارمند ساده لباس بپوشد.
اما مدتی است که لباس پوشیدن در محل کار بیشتر برحسب راحتی لباس انتخاب می شود. از وقتی که مدیران شرکت ها دریافتند که کارمندان در لباسهای راحت بهتر از لباسهای رسمی و شق و رق می توانند کار کنند و بازده کار بالاتر می رود، این مسئله باب شد.
ابتدا لباس کار راحت و غیر رسمی، یک پیرهن همراه با شلوار با یک کت اسپرت بود. بعد ها این لباس به یک بلوز اسپرت و جین یا شلوار اسپرت تغییر کرد. تا اینکه به آنچه امروزه در بسیاری از شرکت ها می بینیم تبدیل شد: تی-شرت و شلوار جین .
این روزها دیگر لباس راحتی پوشیدن در محل کار هر ۵ روز کاری اول هفته به شکل عادت درآمده است اما در دو روز بعدی (معمولاً چهارشنبه و پنجشنبه) کارکنان مجبور هستند که خوب لباس بپوشند.
اما چنین لباس پوشیدنی مشکلاتی را هم به دنبال خواهد داشت. کارکنان ممکن است جدیت کمتری در کار خود نشان دهند و روابط کاری ممکن است بر هم بخورد.
وقتش است که باز خوب لباس بپوشید
در اینجا می خواهیم سه مدل فرم لباس کار را برایتان معرفی کنیم:
۱- لباس راحتی: این نوع فرم لباس معمولاً یک پیرهن بدون کراوات با جین یا انواع شلوارهای راحت می باشد. در چنین محیط هایی معمولاً پوشیدن تی-شرت و شلوار جین یا سندل صحیح نمی باشد، هرچند که در بسیاری از محیط های جوان تر و صمیمانه تر پوشیده می شود.
۲- نیمه رسمی: پیراهن خوشدوخت با کراوات همراه با شلواری خوش جنس با کت اسپرت.
۳- رسمی: کت و شلواری دست دوخت همراه با پیرهن و کراوات هماهنگ با آن. ترجیحاً با پارچه ی راه راه باریک استفاده شود. استفاده از جلیقه هم زیر کت بسیار خوب است.
نکاتی دیگر:
درست است که می توانید بدون صرف میزان زیادی پول، خوشتیپ جلوه کنید، اما در مورد لباس کار بهتر است که خساست به خرج ندهید. همیشه به یاد داشته باشید: برای پول درآوردن باید پول خرج کنید.
در اینجا به نکاتی اشاره می کنیم که باید همیشه به خاطر داشته باشید:
تعداد زیادی پیراهن های شیک و خوش دوخت داشته باشید. این به شما کمک میکند که در نبود کت و شلوار هنوز خوشتیپی خود را حفظ کرده و همینطور هنگام استفاده از کت و شلوار، جلوه ی خوبی پیدا کنید. ولی موقع ست کردن پیراهن با کت و شلوارتان خیلی دقت کنید.
از زیورآلات زیاد استفاده نکنید. یک ساعت و حلقه کفایت می کند.
سعی کنید از نوک سر تا پنجه پا خود را زیبا کنید. موهایتان را همیشه تمییز نگاه دارید. ناخن هایتان را هم همیشه تمیز و کوتاه کنید. از عطر و ادوکلن استفاده کنید.
کفشهایتان را تمیز نگاه دارید. همیشه گفته اند که کفش نشاندهنده ی شخصیت افراد است.
در زدن گره ی کراواتتان دقت کنید.
در انتخاب لوازم فرعی مثل کیف و خودکار و کیف پولتان دقت کنید که حتماً با کیفیت بالا و زیبا باشند.
سعی کنید همیشه یک درجه بالاتر از همکارانتان لباس بپوشید. اینطور در محیط کار بیشتر جلوه خواهید کرد.
به چشم بیایید
پوشیدن لباسهای راحتی هنگام کار بیشتر به این منظور بوده است که کارمندان در هنگام انجام کارها احساس راحتی کنند. اما این مسئله تا حدودی ایجاد مشکل کرده است.
دیگر وقتش رسیده است که پوشیدن شلوار جین را کنار گذاشته و کمی موقرتر و رسمی تر در محل کار لباس بپوشید تا همیشه بین همکارانتان به چشم بیایید !
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
نا به هنجاري بازار کار يکي از علل رشد بيکاري، به ويژه بيکاري ساختاري است. عوامل و اشکال مهم نا به هنجاري در بازار کار ايران عبارتند از: وجود قوانين نا مطلوب، تنظيم نا مناسب بازار کار، عملکرد نامناسب سازمان هاي صنفي، نا هم خواني بين نيازهاي بازار کار و نظام آموزشي، و عدم تحرک منطقه اي و بخشي نيروي کار. اين نا به هنجاري ها مانع از عملکرد مکانيزم بازار شده، و در نهايت موجب پيدايش و رشد بيکاري ميشوند.
قانون کار
قانون کار ج.ا. ايران نمونه بارزي از قوانيني است که براي پيشبرد آرماني ارزنده تهيه و تدوين ميشوند، اما در عمل نتايجي کاملا خلاف آرمان اوليه خود بوجود ميآورند.
قانون کار ايران در گرما گرم انقلاب، بمنظور دفاع ازمنافع کارگران و زحمتکشان، و ارتقاء سطح رفاه آنان تدوين وتصويب شد. ماده 21 قانون کار، که مربوط به انفصال قرارداد کار است، به وضوح تصريح ميکند که کارفرما اجازه ندارد قرارداد کار کارگر يا کارمند خود را پايان دهد، مگر آنکه قراداد براي مدت محدودي باشد، و يا اينکه کارگر/کارمند ازعهده انجام وظايف محوله بر نيايد، و يا از قوانين انضباطي کار تخطي کرده باشد. وقتي که کارگر/کارمند براي انجام وظايف غير دائم، براي مدت معيني استخدام شده باشد، کارفرما مجبور به تمديد قرارداد کار بعد از انقضاي مدت مربوطه نيست. اما ماده 7 قانون کار تصريح ميکند که حداکثر مدت قراردادهاي مدت دار ميبايست توسط وزارت کار و امو اجتماعي تعيين شود و به تائيد شوراي عالي وزيران برسد.
ماده 27 قانون کار تصريح ميکند که کارفرما تنها در صورتي ميتواند کارگر/کارمند خود را به علت عدم کارآيي و يا سرپيچي از قوانين انضباطي کار اخراج کند که عدم کارآيي يا سرپيچي کارگر/کارمند مورد تائيد نماينده کارگران باشد. اگر انفصال قراداد کار مورد تائيد نماينده کارگران باشد، کارفرما موظف خواهد بود که در ازا هرسال سابقه کار يک ماه حقوق به کارگر/کارمند مربوطه بپردازد (ماده 27). کارگر/کارمند اخراجي ميتواند به تصميم مربوطه اعتراض کرده و از هيئت حل اختلاف کار تقاضاي تجديد نظر کند. اگر هيئت حل اختلاف به نفع کارگر/کارمند راي دهد، کارفرما موظف به پرداخت جريمه خواهد بود (ماده 29)، اما اگر راي هيئت به نفع کارفرما باشد، کارفرما همچنان موظف به پرداخت يک ماه حقوق در ازا هر سال سابقه کار خواهد بود و کارگر مربوطه موظف به پرداخت هيچگونه هزينه و جريمه اي نخواهد بود (ماده 165).
اقتصاد ج.ا. گرفتار نا به هنجاري ساختاري عميق و گسترده اي است. همانطور که خاطر نشان شد، ايران داراي 4 تا 5 مليون بيکاري پنهان است. بسياري از موسسات توليدي سودآور نبوده و تنها با دريافت يارآنه هاي کلان ميتوانند به فعاليت خود ادامه دهند. بسياري از صنايع کشور نزديک به %40 زير ظرفيت توليدي خود کار ميکنند. درمجموع کارآيي کار و سرمايه پايين است. با وجود اين شرايط، اقتصاد کشور، اگر به مرور ورشکسته نشود، نرخ رشد بالايي را هم که براي حل بحران اقتصادي و اجتماعي کشور، به ويژه بحران بيکاري، لازم است، نميتواند تامين کند. حل اين مشکل مستلزم عقلايي کردن ساختار و روند توليد، و انتقال سرمايه و نيروي کار از موسسات و بخش هاي غير سودآور به موسسات و بخش هاي سودآور است. اما قوانين موجود مانع از انجام اين تعديل و تصحيح ساختاري ميشوند، و عملا به زيان زحمتکشان کار ميکنند.
در بهمن ماه سال جاري كميسيون صنايع مجلس شوراي اسلامي طي مصوبه اي وزارت كار و امور اجتماعي را مكلف ساخت كه به منظور ساماندهي بازار كار و شفاف سازي در روابط صنفي كارگران و كارفرمايان، اصلاحيه قانون كار را در عرض سه ماه به مجلس شوراي اسلامي تحويل نمايد.
ديربازي است كه بحث قانون كار و تغيير شرايط بازار كار ملي وجهاني و ضرورت هاي بي ترديد انجام انطباق قانون كار مقتضيات موجود كشور و برنامه هاي بلند مدت دولت از سوي صاحبان نظر، احزاب صنفي-سياسي و برخي نحله هاي مرتبط با فعاليت هاي كارگري و كارفرمايي مطرح است و هر چند وقت از جانب برخي از كميسيون هاي مجلس موضع گيري هايي صورت مي گيرد؛ ليكن تاكنون هيچكدام به عللي به بار ننشسته است. شايد اين بار همزمان با پديدار شدن برخي اراده هاي اصلاح گرايانه در دولت و شتابگيري فعاليت هاي شفاف صنفي شركاي اجتماعي آن، جامعه چند ميليوني كار و تلاش و توليد، شاهد به سرانجام رسيدن تلاش هاي مصروف شده ي چند سال اخير در اصلاح قانون كار و شكوفايي تشكلات صنفي آزاد بر اساس مصالح ملي و حقوق حقه كارگران وكارفرمايان باشيم.
همانگونه كه در چند سال اخير ايجاد احزاب متعدد و تكثرگرايي در زمينه فعاليت هاي سياسي و حزبي موجب تعاطي افكار و انديشه ها و نيز رشد ثمربخش بنيادهاي سياسي قدرت و به ويژه تبيين عملي مردم سالاري ديني شده است، در عرصه فعاليت هاي اتحاديه گرايي و صنفي نيز بتوان با اصلاح قوانين و شفاف سازي ساختارهاي پاسخگو و مسوول در تشكلات كارگري و كارفرمايي به نشاط و خود انگيختگي موثري براي مشاركت سازنده اين قشر عظيم در توسعه پايدار اقتصاد ملي دست يافت.
مشاركت و همفكري دو طيف كارگر و كارفرما به عنوان شريك اجتماعي دولت در صورت دارا بودن بستر مناسب همكاري، ضمن تحكيم رابطه اجتماعي در توزيع عادلانه درآمد، به تثبيت دستمزد هاي ضمانت شده ، مذاكره دسته جمعي نمايندگان داراي اكثريت راي و نتايجي ملموس و ضروري ديگري همانند موارد زير منجر خواهد شد:
* افزايش و بهبود قابليت اشتغال پذيري و انطباق پذيري كارگران و نيز توانايي براي دستمزد هاي متناسب با شايستگي شان.
* كاهش هزينه هاي معامله در بازار كار براي جستجوي مشاغل و استخدام.
* منتفع شدن اقتصاد از تعديل و تنظيم هموارتر و كاهش بيكاري اصطكاكي.
* طراحي مهارت هاي رو به جلو و استراتژي هاي توسعه در اين امر.
* ايجاد ارتباط هدفمند و مبتني بر برنامه تشكيلات كارگري و كارفرمايي با مراكز آموزشي به ويژه آموزش هاي فني و حرفه اي غير رسمي- در حال حاظر كمترين اثر بخشي را در بهبود و انطباق آموزش با بازار كار دارند-براي بهبود وضعيت مهارتي كارگران و بهره گيري از مهارت هاي انتقال پذير به كارگران در معرض تهديد بيكاري و يا بيكار و......
دولت ها معمولا تلاش مي نمايند با قانونمند ساختن تشكلات صنفي و افزايش دامنه خدمات حمايتي و اطلاعاتي آنان، از تبديل كارگران در دنياي كار به عنوان گروه هاي رقيب جلوگيري نمايند، البته ميزان موفقيت در اين مسير به عمق شناخت آنان از پيوندهاي اجتماعي و اقتصادي گروه هاي موثر كارگري و كارفرمايي و هويت جمعي آنان باز مي گردد.